سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

15 فروردين 1404 05/10/1446 2025 Apr 04

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1144
تـعداد كل مقالات : 1930
تـعداد اعضاء سايت: 575
بازدید کـل سايت: 7550536
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 102   تعداد بازدید: 2680 تاریخ اضافه: 2010-03-24

اساسي‌ترين برنامه‌ها و شيوه‌هاي جنگي ابوبكر صديق رضی الله عنه

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بازنگاهي به فتوحات دوران ابوبكر صديق رضی الله عنه اين امكان را فراهم مي‌آورد تا اساسي‌ترين برنامه‌هاي جنگي اين خليفه‌ي بزرگوار و چگونگي كاربري اسباب و زمينه‌ها از سوي وي، به عنوان يك سنت الهي نمايان گشته و از چند و چون عوامل نزول نصرت و پيروزي مسلمانان در جريان فتوحات خليفه‌ي اول آگاهي يابيم. برخي از اين برنامه‌ها عبارتند از:

 

1ـ پرهيز از شتاب‌زدگي در ورود به قلمرو دشمن

ابوبكر صديق رضی الله عنه به شدت مسلمانان را از ورود پرشتاب و نسنجيده به قلمرو دشمن پيش از فتح كامل برحذر مي‌داشت كه اين امر، در جريان فتح عراق و شام كاملاً واضح مي‌باشد. ابوبكر صديق رضی الله عنه در جريان فتح عراق به خالد و عياض دستور داد تا به‌طور جداگانه از شمال و جنوب وارد عراق شوند. در فرمان ابوبكر رضی الله عنه به اين دو فرمانده آمده بود: «زماني كه در حيره گرد هم آمديد، هر يك از شما كه زودتر به حيره رسيده بود، امير آن يكي است. در حيره كه با هم شديد و ديده‌بان‌هاي پارسيان را در هم شكستيد و مطمئن شديد كه مسلمانان از پشت سرشان غافل‌گير نمي‌شوند، يكي از شما در حيره براي پشتيباني از همكارش و ديگر مسلمانان بماند و ديگري، بر شهرهايي كه دشمنان خدا و دشمنان خودتان از پارسيان در آن، قدرت و جا گرفته‌اند، شبيخون بزند. با آن‌ها بجنگيد تا آن‌چه را كه در دست دارند، فراچنگ آوريد و از خداي متعال بترسيد و از او ياري بخواهيد. آخرت را بر دنيا ترجيح دهيد تا هر دو، نصيبتان گردد و دنيا را بر آخرت مقدم نشماريد كه هم دنيا و هم آخرت را از دست مي‌دهيد. از طريق دوري از گناهان و شتاب در توبه ، از نواهي خداوند، باز آييد و از پافشاري بر گناه و به تأخير انداختن توبه جداً بپرهيزيد.»( تاريخ طبري (4/188،189))

 

اين نامه‌ي پرمحتواي ابوبكر صديق رضی الله عنه نشان‌دهنده‌ي انديشه‌ي والاي وي و باريك‌بينيش در راهنمايي فرماندهان لشكري است و البته توفيق الهي بر اين توانمندي ابوبكر رضی الله عنه مقدم مي‌باشد. برنامه‌ي جنگي ابوبكر صديق رضی الله عنه در كمال تناسب و سازگاري با مصالح قشون اسلامي در جريان عملياتي كردن اين رهنمود قرار داشت و به قدري پخته و كامل بود كه جنگاوراني چون خالد رضی الله عنه به ژرف‌انديشي نظامي ابوبكر رضی الله عنه گواهي داده‌اند. چنان‌چه خالد رضی الله عنه در جريان انجام مأموريتش كه در ادامه‌ي كار عياض رضی الله عنه در فتح شمال عراق بود، به كربلاء رسيد و مسلمانان از انبوه مگس‌هاي پرآزار آن‌جا به ستوه آمدند. خالد رضی الله عنه به عبدالله بن وثم فرمود: «صبر كن كه من، مي‌خواهم قلعه‌هايي را كه عياض رضی الله عنه مأمور فتح آن شده، از نيروها و ديده‌بان‌هاي دشمن خالي كنم تا مسلمانان در آن مستقر شوند و قشون اسلامي از اين ناحيه در امان باشند و عرب‌ها با اطمينان خاطر و بدون آشفتگي به نزد ما بيايند كه اين، فرمان خليفه است و نظرش، با توانايي و كارآيي تمام امت برابري مي‌كند.»( تاريخ طبري (4/189))

 مثني بن حارثه رضی الله عنه نيز در جريان فتح عراق بر اساس همين رهنمود، انجام وظيفه مي‌كرد كه فرمانده‌ي كل دستور داده بود: «با ايراني‌ها در نزديك‌ترين نقطه‌ي مرزيشان با سرزمين عرب‌ها بجنگيد و در نقاط مركزي و اندروني خاكشان وارد جنگ نشويد كه اگر خداي متعال، مسلمانان را پيروز كرد از پشت سر ايمن هستند و اگر نتيجه عكس اين بود، باز هم در بازگشت مشكلي ندارند كه راهشان را خوب مي‌شناسند و در خاكشان بي‌باك‌ترند تا اين‌كه خداي متعال، آن‌ها را در يورشي دوباره موفق كند.»

 در فتح شام نيز بياباني كه پشت سر مسلمانان بود، آنان را از پشت سر در امان قرار مي‌داد. البته باز هم مسلمانان هرگونه‌ زمينه‌اي را كه به دشمن اميد مي‌داد تا مسلمانان را از پشت غافل‌گير كنند، برچيدند و با بستن همه‌ي شكاف‌هايي كه از آن احتمال حمله‌ي دشمن مي‌رفت، به فتح شهرها پرداختند و توجه ويژه‌اي به رعايت اين اصل جنگي نمودند.

 

2ـ بسيج و فراخوان عمومي براي جهاد در راه خدا

ابوبكر صديق رضی الله عنه پس از آن‌كه به خلافت رسيد، فراخوان يا بسيج عمومي را يكي از اصلي‌ترين ابزار آمادگي نظامي حكومت اسلامي قرار داد و مسلمانان را براي رويارويي با جريان ارتداد و همين طور حضور در حركت فتوحات به خدمت فراخواند كه از آن جمله مي‌توان به نامه‌اي اشاره كرد كه به يمني‌ها نوشت و آنان را به خروج در راه خدا فرا خواند.

 

3ـ تشكيل نيروهاي امداد و پشتيباني

زماني كه جبهه‌ي شرق، شديد شد و خالد و مثني احساس كردند كه نيروهايشان براي انجام مأموريتشان كافي نيستند و به نيروي انساني بيش‌تري نياز دارند، به ابوبكر صديق رضی الله عنه نامه نوشتند و از وي درخواست نيروي كمكي كردند. ابوبكر صديق رضی الله عنه در پاسخشان چنين نوشت: «كساني را به همراهي لشكر اسلام فرابخوانيد كه پس از رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم بر اسلام ثبات ورزيده‌ و با مرتدها جنگيده‌اند؛ هيچ يك از كساني را كه پيشينه‌ي ارتداد دارند، براي جهاد با خود همراه نكنيد تا بعداً ببينم چه مي‌شود.»( تاريخ طبري (4/163)) ابوبكر رضی الله عنه تا واپسين لحظات حياتش از گسيل نيروهاي كمكي و پشتيباني به جبهه‌هاي عراق و شام دريغ نكرد.

 

4ـ هدفمند كردن جنگ

هدف مشخصي در جريان فتوحات اسلامي، فراروي مجاهدان بود تا عمليات هدفمند جهادي، كوششي همگاني در راستاي دست‌يابي به مقصود ايجاد كند. ابوبكر صديق رضی الله عنه بر همين اساس، برنامه‌اش را بر اين مبنا قرار داد كه هر رزمنده‌اي بداند كه هدف نهايي مسلمانان از فتوحات، گسترش اسلام و رساندن آن به تمام ملت‌ها از طريق نابودي حكام و سركشاني است كه مردمشان را از اين خير عمومي و فراگير محروم مي‌كنند. فرماندهان مسلمان، پيش از آغاز جنگ سه انتخاب فراروي دشمن قرار مي‌دادند كه عبارتند از: *پذيرش اسلام؛ *پرداخت جزيه *و يا جنگ.

 

5 ـ اولويت‌بندي و سنجيدگي در عمليات نظامي

ابوبكر صديق رضی الله عنه شخصاً عمليات سركوبي مرتدها را در ابتدا عهده‌دار شد و سپس سپاهياني براي اين امر فراهم آورد و در عين حال از ساير صحنه‌هاي نبرد نيز غفلت نكرد و اسامه رضی الله عنه را برابر فرمان رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم به شام گسيل نمود. ابوبكر رضی الله عنه در سال نخست خلافتش، فعاليت جهادي را در سركوبي مرتدها متمركز كرد و پس از يك‌سان سازي شبه‌جزيره و برقراري امنيت، دو جبهه‌ي عراق و شام را فعال كرد و چون جبهه‌ي شام به نيروي كمكي و پشتيباني نياز پيدا كرد، خالد رضی الله عنه را از عراق به شام فرستاد و مثني رضی الله عنه را در عراق گذاشت و بدين ترتيب به حسب شرايط، جهاد برون‌مرزي را در شام فعال‌تر نمود.

 

6ـ عملكرد فرماندهان، سنجه‌ي عزل و نصب

ابوبكر صديق رضی الله عنه پس از فراخوان مردم براي خروج در راه خدا به قصد جنگ با روميان، خالد بن سعيد رضی الله عنه را به تبوك فرستاد تا در آن‌جا كه مركز پيشروي بود، سپاهياني فراهم آورد و به عنوان نيروي پشتيباني انجام وظيفه نمايد و چون خالد بن سعيد رضی الله عنه به خوبي از عهده‌ي مأموريتش بر نيامد، ابوبكر صديق رضی الله عنه عزلش نمود و عكرمه بن ابوجهل را به جاي او به مقام فرماندهي منصوب كرد.

 

7ـ ايجاد تحول در شيوه‌هاي عملياتي بر اساس شرايط

زماني كه ابوبكر صديق رضی الله عنه از پيشروي رومي‌ها و پيوستن مردم دمشق به آن‌ها اطلاع يافت، در فرماني به ابوعبيده رضی الله عنه نوشت: «سوارانت را در روستاها پراكنده كن و با قطع رسيدن خواربار و خوراكي‌ به دشمن، آن‌ها را در تنگنا قرار بده و از محاصره‌ي شهرها خودداري كن تا اين‌كه فرمان بعدي من، به تو برسد. پس اگر به جنگ با تو برخاستند، با آنان بجنگ و براي پيروزي بر دشمن، از خدا مدد بخواه و من، نيز آن‌گونه كه براي آنان نيروي كمكي مي‌آيد، برايت نيروي كمكي مي‌فرستم.»

 

8 ـ بي‌نق صلی الله علیه وسلم بودن خطوط ارتباطي خليفه با فرماندهان لشكري

خطوط ارتباطي ابوبكر صديق رضی الله عنه با فرماندهان قشون اسلامي به‌گونه‌اي منظم و بي‌نق صلی الله علیه وسلم بود كه گزارش‌هاي فرماندهان، در سلامت و امنيت كامل به خليفه مي‌رسيد و پاسخ خليفه نيز مخفيانه و بدور از دسترسي دشمن به آن و در سريع‌ترين وقت ممكن، در اختيار فرماندهان قرار مي‌گرفت و مجالي به دشمن نمي‌داد كه مسلمانان را غافل‌گير كنند و بدين ترتيب مكاتبات خليفه و فرماندهان، در سلامت و ظرافت بي‌نظيري به انجام مي‌رسيد و همين، يكي از عوامل شكست دشمن در جريان فتوحات اسلامي بود.

 

9ـ فراست و تيزبيني خليفه

برنامه‌هاي عملياتي فتوحات از همان نخست، برخاسته از فراست و هشياري ابوبكر صديق رضی الله عنه و انديشه‌ي استوار وي بود كه مي‌‌توان آن را پيامد همراهي ابوبكر رضی الله عنه با رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم دانست كه همواره از آموزه‌ها و رهنمودهاي آن حضرت صلی الله علیه وسلم بهره گرفت و دانستني‌هاي زيادي كسب كرد و به همين سبب نيز توانست پس از رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم در مقام خلافت، به بهترين نحو و با بصيرت تمام، انجام مسؤوليت نمايد و به لشكريان اسلام، نصايح ارزنده‌اي ارائه كند و در مناسب‌ترين زمان‌ها كه مجاهدان، در تنگنا قرار مي‌گرفتند، برايشان نيروي كمكي بفرستد و از طريق جزم‌انديشي و اراده‌ي استوار، ياري‌گرشان باشد.( تاريخ الدعوة الي الاسلام، ص336)

 

و صلی الله و سلم علی محمد و علی آله و اصحابه الی یوم الدین

منبع: کتاب ابوبکر صدیق، محمد علی صلابی

 


سایت عصر اسلام

IslamAge.Com 

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

حدیث: (وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ) و رد شبهه ی روافض درباره ی معاویه رضی الله عنه.


از جمله امور واجب بر مسلمان؛ داشتن حسن ظن به صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم است. زیرا صحابه بهترین یاران برای بهترین پیامبر بودند. در نتیجه حق آنان ستایش است. و کسی که به آنان طعن زند در واقع به دین خود طعن زده است.


امام ابو زرعه رازی رحمه الله در این باره فرموده: (اگر کسی را دیدی که از شأن و منزلت صحابه می کاهند؛ پس بدان که وی زندیق است. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم بر ما حق دارند همانطور که قرآن بر ما حق دارد. و صحابه همان کسانی بودند که قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم را به ما رسانده اند. و چنین افرادی فقط می خواهند شاهدان ما را خدشه دار کنند تا از این طریق به صحت قرآن و سنت طعن وارد کنند. در نتیجه آنان زندیق اند)[1].


و یکی از صحابه ای که به ایشان تهمت می زنند؛ صحابی جلیل معاویه رضی الله عنه است. با استدلال به حدیث: (افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند)[2]. که در این مقاله می خواهیم این شبه را رد کنیم.


همانطور که می دانیم عده ای از صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ صفین به خاطر اجتهاد و برداشتی که داشتند؛ طوری که به نظر هر طرف چنین می رسید که وی بر حق است؛ به قتل رسیدند. به همین دلیل وقتی برای بعضی از آنها روشن شد که در اشتباه بوده اند؛ بر آنچه انجام دادند؛ پشیمان شدند. و پشمیانی توبه است. و توبه؛ گناهان گذشته را پاک می کند؛ بخصوص در حق بهترین مخلوقات و صاحبان بالاترین مقام و منزلت ها بعد از پیامبران و انبیاء الله تعالی.


و کسی که درباره ی این موضوع تحقیق می کند؛ برایش مشخص خواهد شد که سبب این قتال اهل فتنه بودند همان گروهی که باطل را انتشار می دادند.


و همانطور که می دانیم در این قتال بسیاری از صحابه رضی الله عنهم برای ایجاد صلح بین مردم خارج شدند؛ زیرا جنگ و خونریزی متنفر ترین چیز نزد آنان بود.


امام بخاری رحمه الله با سندش از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کرده: (روزی ابوسعید خدری رضی الله عنه در حال سخن گفتن بود که صحبت از ساختن مسجد نبوی به میان آورد و گفت: ما هر كدام یک خشت حمل می ‌كردیم. ولی عمار دوتا، دوتا حمل می كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم او را دید. و در حالی كه گرد و خاک را از او دور می‌ ساخت، فرمود: افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند. راوی می‌ گوید: عمار بعد از شنیدن این سخن ‏گفت: از فتنه‌ها به الله پناه می ‌برم)[3].


اما در این حدیث مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به اسباب آن است که همان پیروی از امیر است. و مقصود از دعوت به سوی آتش؛ دعوت به اسباب آن یعنی اطاعت نکردن از امیر و خروج علیه وی است.


اما کسی که این کار را با اجتهاد و برداشتی که جایز باشد؛ می کند؛ معذور خواهد بود.


حافظ ابن کثیر رحمه الله درباره ی این حدیث چنین می فرماید: (این حدیث از جمله دلائل نبوت است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره ی کشته شدن عمار به دست گروهی یاغی خبر می دهد. و قطعا هم این اتفاق افتاد. و عمار را در جنگ صفین اهل شام به قتل رساندند. که در این جنگ عمار با علی و اهل عراق بود. چنان که بعدا تفاصیل آن را بیان خواهم کرد. و علی در این موضوع بر معاویه اولویت داشت.


و هرگز جایز نیست که به خاطر نام یاغی بر یاران معاویه آنان را کافر بدانیم. چنانکه فرقه ی گمراه شیعه و غیره چنین می کنند. زیرا آنان  با اینکه در این کار نافرمانی کردند؛ اما در عین وقت مجتهد بودند. یعنی با اجتهاد مرتکب چنین عملی شدند. و همانطور که واضح است و همه می دانیم هر اجتهادی صحیح و درست در نمی آید. بلکه کسی که اجتهادش صحیح درآید؛ دو اجر می برد و کسی که در اجتهادش خطا کرده باشد؛ یک اجر به وی خواهد رسید.


و کسی که در این حدیث بعد از سخن: (كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد) بیافزاید و بگوید: (الله تعالی شفاعت مرا به وی روز قیامت نمی رساند). در حقیقت افترای بزرگی بر رسول الله صلی الله علیه و سلم زده است. زیرا هرگز رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین چیزی را نگفته اند. و از طریق صحیح نقل نشده است. والله اعلم.


اما معنای این فرموده که: (عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند) چنین بوده که عمار و یارانش اهل شام را به اتحاد و همدلی دعوت می کرد. اما اهل شام می خواستند چیزی را به دست آورند که دیگران بیشتر از آنان حق داشتند آن را به دست آورند. و نیز می خواستند مردم به صورت جماعات و گروه های مختلفی باشند که هر کدام از آن جماعات برای خود امامی داشته باشند؛ در حالی که چنین چیزی امت را به اختلاف و تضاد می رساند. طوری که هر گروه به راه و روش خود پایبند می بودند و لو که چنین قصد و هدفی هم نداشته باشند)[4].


و حافظ ابن حجر رحمه الله در این باره می فرماید: (اگر گفته شود: عمار در صفین کشته شد؛ در حالی که وی با علی بود. و کسانی هم که وی را به قتل رساندند معاویه و گروهی از صحابه بود که با او همکاری می کردند. پس چطور ممکن است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفته باشد آنان یعنی گروه معاویه و یارانش به آتش دعوت می کردند؟


در جواب می گوییم: زیرا آنان (گروه معاویه و یارانش) گمان می کردند که به سوی بهشت دعوت می دهند. و همانطور که واضح و آشکار است همه ی آنها مجتهد بودند در نتیجه به خاطر پیروی از گمانشان هرگز سرزنش و توبیخ نمی شوند. بنا بر این مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به عوامل آن که همان اطاعت از امام است؛ می باشد. و عمار آنان را به پیروی از علی رضی الله عنه دعوت می داد؛ زیرا علی در آن زمان امام واجب الطاعه بود. در حالی که معاویه و گروهش به خلاف آنان دعوت می دادند؛ که آن هم به خاطر برداشتی بود که در آن هنگام به آن رسیده بودند)[5].


بنا بر این نکته ی مهم در این مسأله این است که بین مجتهدی که اشتباه کرده با کسی که به عمد فساد و فتنه به راه می اندازد؛ تفاوت و تباین قائل شویم.


و برای اثبات این قضیه این فرموده ی الله عزوجل را برایتان بیان می کنم که می فرماید: (و اگر دو گروه از مؤمنان با يکديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آشتی افکنيد و اگر يک گروه بر ديگری تعدی کرد، با آن که تعدی کرده است بجنگيد تا به فرمان الله بازگردد پس اگر بازگشت، ميانشان صلحی عادلانه برقرار کنيد و عدالت ورزيد که الله عادلان را دوست دارد * يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد، و از الله بترسيد، باشد که شما مشمول رحمت شويد)[6].


همانطور که در آیه می بینیم؛ جنگ بین مؤمنین امکان دارد که پیش آید؛ اما بدون اینکه اسم ایمان از یکی از گروه ها برداشته شود. زیرا در آیه بعد فرموده: (يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد). یعنی با اینکه با یکدیگر می جنگند امام باز هم آنها را برادر نامیده و به مسلمانان دیگر دستور داده که بین آنها صلح و آشتی برقرار کنند.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در باره ی این آیه فرموده: (همانطور که روشن و آشکار است الله سبحانه و تعالی با اینکه ذکر کرده دو گروه باهم می جنگند؛ و یکی بر دیگری تعدی می کند؛ اما هر دو را برادر نامیده و دستور داده که در ابتدا بین آنها صلح برقرار کنیم. سپس فرموده اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تعدی کرد؛ با آن گروه بجنگید. به عبارت دیگر از همان ابتدای امر دستور به جنگ با آنان نداده است؛ بلکه در ابتدا دستور به برقراری صلح داده است.


علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر دادند که خوارج را گروهی خواهد کشت که نردیکتر به حق هستند. و همانطور که می دانیم علی بن ابی طالب و یارانش کسانی بودند که خوارج را کشتند.


در نتیجه این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم که آنان به حق نزدیکتر هستند؛ دلالت دارد بر اینکه علی و یارانش از معاویه و یارانش به حق نزدیکتر بودند؛ با وجود اینکه هر دو گروه مؤمن هستند و شکی در ایمان آنان نیست)[7].


و از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (هنگامی كه مسلمانان دچار اختلاف می شوند گروه خوارج از اسلام خارج می گردد و در چنين وضعی از ميان دو طايفه مسلمان كسی كه به حق نزدیکتر است با آنها می جنگد)[8].


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در این باره فرموده: (این حدیث صحیح دلیل بر این است که هر دو طائفه ی (علی و یارانش و معاویه و یارانش) که با هم می جنگند؛ بر حق هستند. اما علی و یارانش از معاویه و اصحابش به حق نزدیکتر هستند)[9].


پس نتیجه ای که می گیریم این است که: مجرد سخن: (به آتش دعوت می کنند)؛ به معنای کفر نیست. و از چنین برداشتی به الله تعالی پناه می بریم. و کسی که چنین برداشتی از این سخن می کند در واقع نشان دهنده ی جهل بیش از حد وی است. بلکه باید بدانیم این حدیث از احادیث وعید است؛ همانطور که ربا خوار یا کسی که مال یتیم را می خورد در آتش هستند؛ اما چنین کلامی مستلزم کفر فعل کننده ی آن نیست؛ با اینکه عملش حرام است بلکه حتی از گناهان کبیره است.


و بدین ترتیب این شبهه مردود و باطل است.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 

 

 

 



[1] ـ الكفاية في علم الرواية: (ص:49).

[2] ـ صحیح بخاری: (وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ).

[3] ـ صحیح بخاری: (أَنَّهُ كَان يُحَدِّث يَوْماً حَتَّى أَتَى ذِكْرُ بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: كُنَّا نَحْمِلُ لَبِنَةً لَبِنَةً، وَعَمَّارٌ لَبِنَتَيْنِ لَبِنَتَيْنِ، فَرَآهُ النَّبِيُّ r فَيَنْفُضُ التُّرَابَ عَنْهُ، وَيَقُولُ:«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ قَالَ: يَقُولُ عَمَّارٌ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْفِتَنِ).

[4] ـ البداية والنهاية: (4/538).

[5] ـ فتح الباری: (1/542)، و مجموع فتاوى شيخ الإسلام: (4/437).

[6] ـ حجرات:9-10: (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّـهِ ۚفَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚوَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ).

[7] ـ مجموع الفتاوى (25/ 305-306).

[8] ـ صحیح مسلم: (تَمْرُقُ مَارِقَةٌ عِنْدَ فُرْقَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَقْتُلُهَا أَوْلَى الطَّائِفَتَيْنِ بِالْحَقِّ).

[9] ـ مجموع الفتاوى: ( 4 / 467 ).

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان