سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

22 آبان 1398 15/03/1441 2019 Nov 13

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1144
تـعداد كل مقالات : 1930
تـعداد اعضاء سايت: 567
بازدید کـل سايت:
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 9   تعداد بازدید: 7621 تاریخ اضافه: 2012-07-16

نصیری‌های لبنان (علویان لبنان)

تاریخ وجود علوی‌ها یا «نصیری‌ها» در لبنان به آغاز قیمومیت فرانسه بر سوریه برمی‌گردد؛ آنگاه که فرانسه حکومت «جبل العلویین» (کوه علویان) (۱۹۲۰ - ۱۹۳۶م)  را بر ساحل سوریه برپا نمود. این حکومت استان لاذقیه و طرسوس امروزی سوریه و بخش‌هایی از شمال طرابلس در لبنان را شامل می‌شد.

فرانسوی‌ها منطقه‌ی کوه نصیریان را سرزمین علویان نامیدند در حالی که این طائفه بیش از ده قرن به نام طائفه‌ی نصیریه و سرزمینشان نیز به نام جبال نصیریه مشهور بود. نصیری‌ها نیز این نام‌گذاری را پسندیدند و به آن راضی شدند و این نام را منتشر ساختند که تاکنون نیز مشهور است.

 

اماکن وجود:

طائفه‌ی نصیری در اماکنی مشخص و تقریبا منعزل و بسته در لبنان متمرکز هستند و محل اصلی تمرکز آنان در محله‌ی «بعل محسن» (که امروزه جبل محسن نامیده می‌شود) در طرابلس واقع است که ۶۰ ٪ جمعیت آنان را در خود جای می‌دهد، به علاوه‌ی تجمعات متفرق آنان در مناطق مسعودیه و سماقیه و حکر الظاهری و حوشه و تل حمیره در سهل عکار که ۳۸ ٪ دیگر از جمعیت این طائفه را تشکیل می‌دهند.

جمعیت و زبان و اصل این طائفه در لبنان:

جمعیت این طائفه ـ بر اساس آمار رسمی در لبنان ـ در حدود ۶۵۰۰۰ تن می‌باشد در حالی که منابع خودِ نصیری‌ها این تعداد را ۱۰۰۰۰۰ تن می‌داند.

پژوهشگران علوی در نوشته‌ها و تحقیقات خود اصل و ریشه‌ی طائفه‌ی خود را ـ همانند دیگر طوائف عرب ـ به یمن می‌رسانند که زبانشان عربی است و به زبان دیگری سخن نمی‌گویند. اما در مقابل بسیاری از مورخان اصول آنان را ترک و از وسط و جنوب شرق آناتولی می‌دانند.

مذهب و مرجعیت دینی:

نصیریان یا علویان خود را چنین معرفی می‌کنند که آنان «طائفه‌ای از طوائف شیعه‌ی دوازده امامی هستند که در امور دینی و فقهی به مذهب جعفری عمل می‌کنند» آنان دارای مذهبی خاص هستند که از سوی خود آنان مذهب علوی نامیده می‌شود و خود این مذهب را چنین تعریف می‌کنند که «مذهبی است همانند دیگر مذاهب شیعی که علی را از غیر او برتر و افضل می‌دانند و از چارچوب مذاهب اسلامی خارج نیستند».

اما این طائفه از سوی بسیاری از علما از جمله شیخ الاسلام ابن تیمیه و شاگردان وی به عنوان یکی از فرقه‌های باطنی تحریف کننده‌ی اصول اسلامی شناخته می‌شود در حالی که برخی از مورخان در کتاب‌های خود اشاره به مراسم دینی عجیب و غریب این طائفه و انکار ارکان اساسی دین اسلام از سوی آنان کرده‌اند.

به رسمیت شناخته شدن این طائفه و اختلافات داخلی:

پس از توافق‌نامه‌ی طائف در سال ۱۹۸۹ میلادی، این طائفه به رسمیت شناخته شده و در تاریخ ۱۷ آگست ۱۹۹۵ میلادی پارلمان لبنان با صدور قانون شماره ۴۴۹ اجازه تنظیم و اداره‌ی امور دینی و اوقاف و موسسات خیریه و اجتماعی این طائفه را بر اساس احکام شریعت و فقه جعفری به خود آنان اعطا کرد اما به سبب برخی مشکلات داخلیِ خودِ این طائفه، قانون مزبور تا سال ۲۰۰۳ میلادی به اجرا درنیامد و دو نماینده‌ی علوی مجلس وقت لبنان به نام‌های احمد حبوس و عبدالرحمن عبدالرحمن اقدام به تشکیل کمیسیون موقتی به مدت سه سال نمودند که کارهای این مجلس را انجام دهد و وکیل علوی، بدر ونوس به عنوان رئیس آن برگزیده شد.

در تاریخ ۲۴ مارس ۲۰۰۷ میلادی اسد علی عاصی به عنوان رئیس مجلس و مهندس محمد خضر عصفور به سمت نائب رئیس آن برگزیده شد. اما این مجلس به سبب اختلافات داخلی تا تاریخ ۲۰ مارس ۲۰۰۹ میلادی نتوانست اعتراف رسمی حکومت را به دست آورد.

وفاداری سیاسی نصیری‌های لبنان:

نصیریان در آغاز نسبت به مستعمران فرانسوی که حکومت علویان را به وجود آوردند وفادار بودند زیرا فرانسوی‌ها آنان را با تشویق به جدایی از حکومت مادر علیه حکومت‌های علوی تشویق می‌کردند، چیزی که برای مدتی نیز رخ داد.

اما هم اکنون و با وجود آنکه علوی‌ها همیشه بر این تاکید می‌کنند که «تا مغز استخوان لبنانی هستند» باز نمی‌توانند وفاداری مطلق خود به نظام بعثی در سوریه را مخفی کنند. البته این مانع از آن نشده است که برخی از شخصیت‌های این طائفه به صورت فردی به مخالفت با سیاست‌های نظام بعثی سوریه بپردازند.

نصیری‌ها در سال ۱۹۷۶ میلادی و در پی وقوع اختلاف میان فلسطینی‌ها و سوری‌ها جانب حافظ اسد را گرفتند. در آن هنگام نظام سوریه به جانبداری از علوی‌های جبل محسن پرداخت و فلسطینی‌ها نیز به دفاع از اهالی اهل سنت تبانه پرداختند.

پس از تجاوز ارتش اسرائیل به بیروت و بازگشت یاسر عرفات به طرابلس حرکت «توحید» توسط اهالی سنی این منطقه تشکیل شد. این حرکت از هم‌پیمانان یاسر عرفات بود اما پس از درگیری‌های وسیع، یاسر عرفات از طرابلس خارج شد و سوری‌ها توانستند پس از محاصره‌ای که ۳۵ روز به طول انجامید وارد این شهر شوند. علوی‌ها پس از آن طرابلس را تحت کنترل کامل خود درآوردند و اقدام به دستگیری‌های فراگیر علیه مخالفان خود نمودند. بعدها «علی عید» نماینده‌ی سابق علوی‌ها متهم به ارتکاب قتل عام صدها تن از اهالی تبانه شد.

«حزب عربی دمکراتیک» یکی از احزاب سیاسی اصلی نصیری‌ها در لبنان است که حزبی کاملا وابسته به نظام بعثی سوریه در دمشق است.

مشارکت‌های سیاسی و اجتماعی:

می‌توان گفت تاریخ جدید علوی‌ها در لبنان از سال ۱۹۹۲ میلادی آغاز شد؛ آنگاه که این طائفه توانست حق ۲ ٪ از سهم کرسی‌های پارلمان را به دست آورد. پیش از این طائفه‌ی علویان در لبنان به صورت رسمی مورد اعتراف حکومتی نبودند و با توافقنامه طائف به سال ۱۹۸۹ میلادی که به موجب آن جنگ داخلی در لبنان پایان یافت علویان توانستند دو نماینده از شهرهای طرابلس و عکار داشته باشند.

هم اکنون (هنگام نوشته شدن این مقاله) بدر ونوس از حرکت المستقبل از طرابلس و مصطفی حسین که سال گذشته از حرکت المستقبل جدا شد از شهر عکار به عنوان نمایندگان این طائفه در پارلمان لبنان حضور دارند.

بر اساس توافقنامه‌ی طائف نصیری‌ها اجازه‌ی وارد شدن به ارتش لبنان و ارتقا به رتبه‌های افسری را یافتند و همچنین توانستند در سهم‌بندی شغل‌های دولتی که بر اساس نسبت جمعیتی و حضور هر طائفه است سهمی داشته باشند. تا پیش از آن به سبب عدم رسمیت قانونی این طائفه نصیری‌ها سهم ویژه‌ای در شغل‌های حکومتی نداشتند.

علی رغم وجود برخی از فتاوا و آرای فقهی در درون خود طائفه‌ی علوی که ازدواج با غیر نصیریان را جایز نمی‌داند برخی از حالات ازدواج میان نصیریان لبنان و دیگران از جمله سنیان و شیعیان لبنان هر چند اندک به ویژه در مناطق شمال مشاهده شده است.

شخصیت‌های بارز:

علی عید، نماینده‌ی پیشین پارلمان و موسس جنبش جوانان علوی یکی از شخصیت‌های اصلی در میان نصیری‌های لبنان است. وی هم‌پیمان جدی رفعت اسد برادر حافظ اسد رئیس جمهور پیشین سوریه بود. همچنین «احمد حبوس» نماینده‌ی سابق پارلمان، و نماینده‌ی کنونی «بدر ونوس»، و همینطور «رفعت عید» پسر علی عید که از طرفداران پر و پا قرص بشار اسد رئیس جمهور بعثی کنونی سوریه است.

 منبع: الجزیره - ترجمه: عصر اسلام

IslamAge.com 

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

حدیث: (وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ) و رد شبهه ی روافض درباره ی معاویه رضی الله عنه.


از جمله امور واجب بر مسلمان؛ داشتن حسن ظن به صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم است. زیرا صحابه بهترین یاران برای بهترین پیامبر بودند. در نتیجه حق آنان ستایش است. و کسی که به آنان طعن زند در واقع به دین خود طعن زده است.


امام ابو زرعه رازی رحمه الله در این باره فرموده: (اگر کسی را دیدی که از شأن و منزلت صحابه می کاهند؛ پس بدان که وی زندیق است. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم بر ما حق دارند همانطور که قرآن بر ما حق دارد. و صحابه همان کسانی بودند که قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم را به ما رسانده اند. و چنین افرادی فقط می خواهند شاهدان ما را خدشه دار کنند تا از این طریق به صحت قرآن و سنت طعن وارد کنند. در نتیجه آنان زندیق اند)[1].


و یکی از صحابه ای که به ایشان تهمت می زنند؛ صحابی جلیل معاویه رضی الله عنه است. با استدلال به حدیث: (افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند)[2]. که در این مقاله می خواهیم این شبه را رد کنیم.


همانطور که می دانیم عده ای از صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ صفین به خاطر اجتهاد و برداشتی که داشتند؛ طوری که به نظر هر طرف چنین می رسید که وی بر حق است؛ به قتل رسیدند. به همین دلیل وقتی برای بعضی از آنها روشن شد که در اشتباه بوده اند؛ بر آنچه انجام دادند؛ پشیمان شدند. و پشمیانی توبه است. و توبه؛ گناهان گذشته را پاک می کند؛ بخصوص در حق بهترین مخلوقات و صاحبان بالاترین مقام و منزلت ها بعد از پیامبران و انبیاء الله تعالی.


و کسی که درباره ی این موضوع تحقیق می کند؛ برایش مشخص خواهد شد که سبب این قتال اهل فتنه بودند همان گروهی که باطل را انتشار می دادند.


و همانطور که می دانیم در این قتال بسیاری از صحابه رضی الله عنهم برای ایجاد صلح بین مردم خارج شدند؛ زیرا جنگ و خونریزی متنفر ترین چیز نزد آنان بود.


امام بخاری رحمه الله با سندش از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کرده: (روزی ابوسعید خدری رضی الله عنه در حال سخن گفتن بود که صحبت از ساختن مسجد نبوی به میان آورد و گفت: ما هر كدام یک خشت حمل می ‌كردیم. ولی عمار دوتا، دوتا حمل می كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم او را دید. و در حالی كه گرد و خاک را از او دور می‌ ساخت، فرمود: افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند. راوی می‌ گوید: عمار بعد از شنیدن این سخن ‏گفت: از فتنه‌ها به الله پناه می ‌برم)[3].


اما در این حدیث مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به اسباب آن است که همان پیروی از امیر است. و مقصود از دعوت به سوی آتش؛ دعوت به اسباب آن یعنی اطاعت نکردن از امیر و خروج علیه وی است.


اما کسی که این کار را با اجتهاد و برداشتی که جایز باشد؛ می کند؛ معذور خواهد بود.


حافظ ابن کثیر رحمه الله درباره ی این حدیث چنین می فرماید: (این حدیث از جمله دلائل نبوت است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره ی کشته شدن عمار به دست گروهی یاغی خبر می دهد. و قطعا هم این اتفاق افتاد. و عمار را در جنگ صفین اهل شام به قتل رساندند. که در این جنگ عمار با علی و اهل عراق بود. چنان که بعدا تفاصیل آن را بیان خواهم کرد. و علی در این موضوع بر معاویه اولویت داشت.


و هرگز جایز نیست که به خاطر نام یاغی بر یاران معاویه آنان را کافر بدانیم. چنانکه فرقه ی گمراه شیعه و غیره چنین می کنند. زیرا آنان  با اینکه در این کار نافرمانی کردند؛ اما در عین وقت مجتهد بودند. یعنی با اجتهاد مرتکب چنین عملی شدند. و همانطور که واضح است و همه می دانیم هر اجتهادی صحیح و درست در نمی آید. بلکه کسی که اجتهادش صحیح درآید؛ دو اجر می برد و کسی که در اجتهادش خطا کرده باشد؛ یک اجر به وی خواهد رسید.


و کسی که در این حدیث بعد از سخن: (كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد) بیافزاید و بگوید: (الله تعالی شفاعت مرا به وی روز قیامت نمی رساند). در حقیقت افترای بزرگی بر رسول الله صلی الله علیه و سلم زده است. زیرا هرگز رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین چیزی را نگفته اند. و از طریق صحیح نقل نشده است. والله اعلم.


اما معنای این فرموده که: (عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند) چنین بوده که عمار و یارانش اهل شام را به اتحاد و همدلی دعوت می کرد. اما اهل شام می خواستند چیزی را به دست آورند که دیگران بیشتر از آنان حق داشتند آن را به دست آورند. و نیز می خواستند مردم به صورت جماعات و گروه های مختلفی باشند که هر کدام از آن جماعات برای خود امامی داشته باشند؛ در حالی که چنین چیزی امت را به اختلاف و تضاد می رساند. طوری که هر گروه به راه و روش خود پایبند می بودند و لو که چنین قصد و هدفی هم نداشته باشند)[4].


و حافظ ابن حجر رحمه الله در این باره می فرماید: (اگر گفته شود: عمار در صفین کشته شد؛ در حالی که وی با علی بود. و کسانی هم که وی را به قتل رساندند معاویه و گروهی از صحابه بود که با او همکاری می کردند. پس چطور ممکن است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفته باشد آنان یعنی گروه معاویه و یارانش به آتش دعوت می کردند؟


در جواب می گوییم: زیرا آنان (گروه معاویه و یارانش) گمان می کردند که به سوی بهشت دعوت می دهند. و همانطور که واضح و آشکار است همه ی آنها مجتهد بودند در نتیجه به خاطر پیروی از گمانشان هرگز سرزنش و توبیخ نمی شوند. بنا بر این مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به عوامل آن که همان اطاعت از امام است؛ می باشد. و عمار آنان را به پیروی از علی رضی الله عنه دعوت می داد؛ زیرا علی در آن زمان امام واجب الطاعه بود. در حالی که معاویه و گروهش به خلاف آنان دعوت می دادند؛ که آن هم به خاطر برداشتی بود که در آن هنگام به آن رسیده بودند)[5].


بنا بر این نکته ی مهم در این مسأله این است که بین مجتهدی که اشتباه کرده با کسی که به عمد فساد و فتنه به راه می اندازد؛ تفاوت و تباین قائل شویم.


و برای اثبات این قضیه این فرموده ی الله عزوجل را برایتان بیان می کنم که می فرماید: (و اگر دو گروه از مؤمنان با يکديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آشتی افکنيد و اگر يک گروه بر ديگری تعدی کرد، با آن که تعدی کرده است بجنگيد تا به فرمان الله بازگردد پس اگر بازگشت، ميانشان صلحی عادلانه برقرار کنيد و عدالت ورزيد که الله عادلان را دوست دارد * يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد، و از الله بترسيد، باشد که شما مشمول رحمت شويد)[6].


همانطور که در آیه می بینیم؛ جنگ بین مؤمنین امکان دارد که پیش آید؛ اما بدون اینکه اسم ایمان از یکی از گروه ها برداشته شود. زیرا در آیه بعد فرموده: (يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد). یعنی با اینکه با یکدیگر می جنگند امام باز هم آنها را برادر نامیده و به مسلمانان دیگر دستور داده که بین آنها صلح و آشتی برقرار کنند.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در باره ی این آیه فرموده: (همانطور که روشن و آشکار است الله سبحانه و تعالی با اینکه ذکر کرده دو گروه باهم می جنگند؛ و یکی بر دیگری تعدی می کند؛ اما هر دو را برادر نامیده و دستور داده که در ابتدا بین آنها صلح برقرار کنیم. سپس فرموده اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تعدی کرد؛ با آن گروه بجنگید. به عبارت دیگر از همان ابتدای امر دستور به جنگ با آنان نداده است؛ بلکه در ابتدا دستور به برقراری صلح داده است.


علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر دادند که خوارج را گروهی خواهد کشت که نردیکتر به حق هستند. و همانطور که می دانیم علی بن ابی طالب و یارانش کسانی بودند که خوارج را کشتند.


در نتیجه این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم که آنان به حق نزدیکتر هستند؛ دلالت دارد بر اینکه علی و یارانش از معاویه و یارانش به حق نزدیکتر بودند؛ با وجود اینکه هر دو گروه مؤمن هستند و شکی در ایمان آنان نیست)[7].


و از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (هنگامی كه مسلمانان دچار اختلاف می شوند گروه خوارج از اسلام خارج می گردد و در چنين وضعی از ميان دو طايفه مسلمان كسی كه به حق نزدیکتر است با آنها می جنگد)[8].


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در این باره فرموده: (این حدیث صحیح دلیل بر این است که هر دو طائفه ی (علی و یارانش و معاویه و یارانش) که با هم می جنگند؛ بر حق هستند. اما علی و یارانش از معاویه و اصحابش به حق نزدیکتر هستند)[9].


پس نتیجه ای که می گیریم این است که: مجرد سخن: (به آتش دعوت می کنند)؛ به معنای کفر نیست. و از چنین برداشتی به الله تعالی پناه می بریم. و کسی که چنین برداشتی از این سخن می کند در واقع نشان دهنده ی جهل بیش از حد وی است. بلکه باید بدانیم این حدیث از احادیث وعید است؛ همانطور که ربا خوار یا کسی که مال یتیم را می خورد در آتش هستند؛ اما چنین کلامی مستلزم کفر فعل کننده ی آن نیست؛ با اینکه عملش حرام است بلکه حتی از گناهان کبیره است.


و بدین ترتیب این شبهه مردود و باطل است.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 

 

 

 



[1] ـ الكفاية في علم الرواية: (ص:49).

[2] ـ صحیح بخاری: (وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ).

[3] ـ صحیح بخاری: (أَنَّهُ كَان يُحَدِّث يَوْماً حَتَّى أَتَى ذِكْرُ بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: كُنَّا نَحْمِلُ لَبِنَةً لَبِنَةً، وَعَمَّارٌ لَبِنَتَيْنِ لَبِنَتَيْنِ، فَرَآهُ النَّبِيُّ r فَيَنْفُضُ التُّرَابَ عَنْهُ، وَيَقُولُ:«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ قَالَ: يَقُولُ عَمَّارٌ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْفِتَنِ).

[4] ـ البداية والنهاية: (4/538).

[5] ـ فتح الباری: (1/542)، و مجموع فتاوى شيخ الإسلام: (4/437).

[6] ـ حجرات:9-10: (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّـهِ ۚفَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚوَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ).

[7] ـ مجموع الفتاوى (25/ 305-306).

[8] ـ صحیح مسلم: (تَمْرُقُ مَارِقَةٌ عِنْدَ فُرْقَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَقْتُلُهَا أَوْلَى الطَّائِفَتَيْنِ بِالْحَقِّ).

[9] ـ مجموع الفتاوى: ( 4 / 467 ).

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان