سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

6 اسفند 1396 09/06/1439 2018 Feb 25

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1130
تـعداد كل مقالات : 1916
تـعداد اعضاء سايت: 558
بازدید کـل سايت: 3488677
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 48   تعداد بازدید: 1095 تاریخ اضافه: 2017-02-06

مورخ بزرگ: امام ذهبی رحمه الله

مورخ بزرگ: امام ذهبی رحمه الله


امام ذهبی رحمه الله یکی از مشهورترین امامان، حافظان، ومورخین بودند که ابو عبد الله محمد بن احمد بن عثمان بن قایماز ذهبی نام داشتند.

 

در سال 673هجری چشم به جهان گشودند.

پدر بزرگوارشان شهاب الدین احمد بن عثمان بود که شغلش طلا سازی بود تا جایی که ماهر در آن کار شده بود به همین دلیل در بین مردم مشهور به ذهبی بود.

 

صفدی درباره ی پدر ذهبی چنین می گوید: (در ساخت طلا مهارت بسیار بالایی داشت تا جایی که طلا در دستش به مانند شعله ای از آتش بود)[1].

 

امام ذهبی رحمه الله دانش فراوانی به علوم شرعی داشت از عقیده و فقه گرفته تا حدیث و قراءات و اصول البته بر اساس منهج سلف صالح.

 

ایشان یکی از بزرگترین عالمان عصرش در حلال و حرام، امام در حدیث و علوم آن، کارشناس آگاه، وخبیر در علم تراجم روات وتاریخ بودند. و مهم تر از آن پایبند به سنت و مشدد بر اهل بدعت، ثابت بر حق بودند.

 

شیوخ امام ذهبی رحمه الله:

امام سبکی رحمه الله می فرماید: (ابو زکریا بن الصیرفی، و ابن ابی الخیر، والقطب ابن ابی عصرون، وقاسم بن اربلی از جمله عالمانی بودند که به امام ذهبی اجازه دادند.

وی در سن هجده سالگی به دنبال کسب علم حدیث رفت تا اینکه در دمشق از عمر بن القواس، و احمد بن هبة الله بن عساکر، ویوسف احمد الغسولی و غیره علم حدیث را فرا گرفت.

و در بعلبک از عبد الخالق بن علوان و زینب بنت عمر بن کندی و غیره آموخت.

و در مصر علم را  از ابرقوهی، وعیسی بن عبد المنعم بن شهاب، وشیخ الاسلام ابن دقیق العید، وحافظ ابی محمد الدمیاطی، وابی العباس بن الظاهری وغیره فرا گرفت.

 

و از جمله افرادی که در اسکندریه علم آموخت: ابی الحسن علی بن احمد الغرافی، و ابی الحسن یحیی بن احمد بن الصواف بودند. و در مکه توزری، در حلب سنقر الزینی، ودر نابلس از عماد بن بدران و غیره از شیوخ وی بودند. و بسیاری از شیوخ دیگر که نمی توان همه ی آنها را نام برد)[2]. و از مشهور ترین شیوخ ایشان شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله بودند.

 

تلامیذ امام ذهبی:

امام سبکی[3] درباه ی تلامیذ امام ذهبی رحمه الله چنین می فرماید: جماعت بسیار بزرگی از وی علم را فرا گرفته اند، از جمله:

1ـ حافظ عماد الدين إسماعيل بن عمر بن كثير، صاحب تفسير.

2ـ حافظ زين الدين عبد الرحمن بن الحسن بن محمد السلامي.

3ـ صلاح الدين خليل بن أبيك الصفدی.

4ـ شمس الدين أبو المحاسن، محمد بن علی بن الحسن الحسينی، الدمشقی.

5ـ تاج الدين أبو نصر، عبد الوهاب بن علی السبكی.

رأی علما درباره ی امام ذهبی رحمه الله:

بسیاری از علما امام ذهبی را ستوده و مورد تجلیل قرار داده اند، از جمله:

امام ابن ناصر الدین دمشقی رحمه الله؛ که درباره ی ایشان چنین می فرماید: (شیخ، امام، حافظ بزرگوار شام ومورخ اسلام، خبیر محدثین، امام در علم جرح و تعدیل: شمس الدین ابو عبد الله محمد بن احمد بن عثمان ترکمانی الفارقی الاصل دمشقی ابن ذهبی شافعی. وی نزد تقریبا 1300 عالم علم شرعی را آموخت؛ تا جایی که وی آیه ای در نقد رجال، عمدتا در جرح و تعدیل، عالم در مسائل اصول و فروع، امام در قراءات، آگاه به مذاهب ائمه و ارباب سخن و استوار بر سنت و سلف بود)[4].
و امام ابن کثیر رحمه الله درباره ی ایشان چنین فرموده: (شیخ، حافظ بزرگ، مورخ اسلام، شیخ محدثین: شمس الدین ابو عبد الله ذهبی، که شیوح حدیث و حفاظ آن به وی خاتمه می باید، رحمه الله)[5].

 

و امام السبکی رحمه الله می فرماید: (اما استادمان ابو عبد الله: وی بصیرت و بینشی بود که نظیر و مانند نداشت، و مانند گنجینه ای بود که در هنگام مشکلات به وی مراجعه می شد. امام عصرش و طلای زمانش، و شیخ جرح و تعدیل به شمار می آمد)[6].

و از حافظ ابن حجر رحمه الله حکایت شده که فرمود: (آب زمزم را نوشیدم و دعا کردم تا به مرتبه ی امام ذهبی در حفظ برسم)[7].

مؤلفات امام ذهبی رحمه الله:

1ـ ميزان الاعتدال.
2ـ سير أعلام النبلاء.
3ـ تاريخ الإسلام.
4ـ الكاشف.
5ـ المغني.
6ـ مختصر سنَن الْبَيْهَقِيّ.
7ـ طبقات الْحفاظ.
8ـ طبقات الْقُرَّاء.
9ـ التجريد فِي أَسمَاء الصَّحَابَة.
10ـ تلخيص المستدرك.
11ـ مختصر تهذيب الكمال.
12ـ مختصر تَارِيخ نيسابور.
13ـ مختصر ذيل ابْن الدبيثي.
14ـ مختصر الْمحلي.
15ـ مختصر الزهد.
16ـ مختصر الضعفاء.
و بسیاری از کتاب های دیگر.

عقیده امام ذهبی رحمه الله:

ایشان پایبند عقیده اهل سنت و جماعت بودند، و به آن نیز دیگران را دعوت می دادند و مؤلفاتی در این باره نیز نوشته بودند از جمله:

1ـ کتاب: (العلو).

2ـ کتاب: (العرش).

3ـ کتاب: (الأربعين في صفات رب العالمين).

4ـ کتاب: (رسالة التمسك بالسنن والتحذير من البدع وغيرها).

وفات امام ذهبی رحمه الله:

این امام و حافظ بزرگوار در شب دو شنبه سوم ذی القعده در سال 748 هجری دار فانی را وداع گفتند و فردای آن روز در مقبره (باب الصغیر) در شهر دمشق دفن شدند. رحمه الله تعالی.

مترجم: ام محمد.

منبع: islamqa.info



 

 

 

 



[1] ـ أعيان العصر وأعوان النصر: (1/283).

[2] ـ طبقات الشافعية: (9/101).

[3] ـ طبقات الشافعية: (9/103).

[4] ـ الرد الوافر: (ص:31).

[5] ـ البداية والنهاية: (18/500).

[6] ـ طبقات الشافعية: (9/101).

[7] ـ ذيل طبقات الحفاظ: (ص:231).

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

حدیث: (وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ) و رد شبهه ی روافض درباره ی معاویه رضی الله عنه.


از جمله امور واجب بر مسلمان؛ داشتن حسن ظن به صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم است. زیرا صحابه بهترین یاران برای بهترین پیامبر بودند. در نتیجه حق آنان ستایش است. و کسی که به آنان طعن زند در واقع به دین خود طعن زده است.


امام ابو زرعه رازی رحمه الله در این باره فرموده: (اگر کسی را دیدی که از شأن و منزلت صحابه می کاهند؛ پس بدان که وی زندیق است. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم بر ما حق دارند همانطور که قرآن بر ما حق دارد. و صحابه همان کسانی بودند که قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم را به ما رسانده اند. و چنین افرادی فقط می خواهند شاهدان ما را خدشه دار کنند تا از این طریق به صحت قرآن و سنت طعن وارد کنند. در نتیجه آنان زندیق اند)[1].


و یکی از صحابه ای که به ایشان تهمت می زنند؛ صحابی جلیل معاویه رضی الله عنه است. با استدلال به حدیث: (افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند)[2]. که در این مقاله می خواهیم این شبه را رد کنیم.


همانطور که می دانیم عده ای از صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ صفین به خاطر اجتهاد و برداشتی که داشتند؛ طوری که به نظر هر طرف چنین می رسید که وی بر حق است؛ به قتل رسیدند. به همین دلیل وقتی برای بعضی از آنها روشن شد که در اشتباه بوده اند؛ بر آنچه انجام دادند؛ پشیمان شدند. و پشمیانی توبه است. و توبه؛ گناهان گذشته را پاک می کند؛ بخصوص در حق بهترین مخلوقات و صاحبان بالاترین مقام و منزلت ها بعد از پیامبران و انبیاء الله تعالی.


و کسی که درباره ی این موضوع تحقیق می کند؛ برایش مشخص خواهد شد که سبب این قتال اهل فتنه بودند همان گروهی که باطل را انتشار می دادند.


و همانطور که می دانیم در این قتال بسیاری از صحابه رضی الله عنهم برای ایجاد صلح بین مردم خارج شدند؛ زیرا جنگ و خونریزی متنفر ترین چیز نزد آنان بود.


امام بخاری رحمه الله با سندش از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کرده: (روزی ابوسعید خدری رضی الله عنه در حال سخن گفتن بود که صحبت از ساختن مسجد نبوی به میان آورد و گفت: ما هر كدام یک خشت حمل می ‌كردیم. ولی عمار دوتا، دوتا حمل می كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم او را دید. و در حالی كه گرد و خاک را از او دور می‌ ساخت، فرمود: افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند. راوی می‌ گوید: عمار بعد از شنیدن این سخن ‏گفت: از فتنه‌ها به الله پناه می ‌برم)[3].


اما در این حدیث مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به اسباب آن است که همان پیروی از امیر است. و مقصود از دعوت به سوی آتش؛ دعوت به اسباب آن یعنی اطاعت نکردن از امیر و خروج علیه وی است.


اما کسی که این کار را با اجتهاد و برداشتی که جایز باشد؛ می کند؛ معذور خواهد بود.


حافظ ابن کثیر رحمه الله درباره ی این حدیث چنین می فرماید: (این حدیث از جمله دلائل نبوت است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره ی کشته شدن عمار به دست گروهی یاغی خبر می دهد. و قطعا هم این اتفاق افتاد. و عمار را در جنگ صفین اهل شام به قتل رساندند. که در این جنگ عمار با علی و اهل عراق بود. چنان که بعدا تفاصیل آن را بیان خواهم کرد. و علی در این موضوع بر معاویه اولویت داشت.


و هرگز جایز نیست که به خاطر نام یاغی بر یاران معاویه آنان را کافر بدانیم. چنانکه فرقه ی گمراه شیعه و غیره چنین می کنند. زیرا آنان  با اینکه در این کار نافرمانی کردند؛ اما در عین وقت مجتهد بودند. یعنی با اجتهاد مرتکب چنین عملی شدند. و همانطور که واضح است و همه می دانیم هر اجتهادی صحیح و درست در نمی آید. بلکه کسی که اجتهادش صحیح درآید؛ دو اجر می برد و کسی که در اجتهادش خطا کرده باشد؛ یک اجر به وی خواهد رسید.


و کسی که در این حدیث بعد از سخن: (كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد) بیافزاید و بگوید: (الله تعالی شفاعت مرا به وی روز قیامت نمی رساند). در حقیقت افترای بزرگی بر رسول الله صلی الله علیه و سلم زده است. زیرا هرگز رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین چیزی را نگفته اند. و از طریق صحیح نقل نشده است. والله اعلم.


اما معنای این فرموده که: (عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند) چنین بوده که عمار و یارانش اهل شام را به اتحاد و همدلی دعوت می کرد. اما اهل شام می خواستند چیزی را به دست آورند که دیگران بیشتر از آنان حق داشتند آن را به دست آورند. و نیز می خواستند مردم به صورت جماعات و گروه های مختلفی باشند که هر کدام از آن جماعات برای خود امامی داشته باشند؛ در حالی که چنین چیزی امت را به اختلاف و تضاد می رساند. طوری که هر گروه به راه و روش خود پایبند می بودند و لو که چنین قصد و هدفی هم نداشته باشند)[4].


و حافظ ابن حجر رحمه الله در این باره می فرماید: (اگر گفته شود: عمار در صفین کشته شد؛ در حالی که وی با علی بود. و کسانی هم که وی را به قتل رساندند معاویه و گروهی از صحابه بود که با او همکاری می کردند. پس چطور ممکن است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفته باشد آنان یعنی گروه معاویه و یارانش به آتش دعوت می کردند؟


در جواب می گوییم: زیرا آنان (گروه معاویه و یارانش) گمان می کردند که به سوی بهشت دعوت می دهند. و همانطور که واضح و آشکار است همه ی آنها مجتهد بودند در نتیجه به خاطر پیروی از گمانشان هرگز سرزنش و توبیخ نمی شوند. بنا بر این مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به عوامل آن که همان اطاعت از امام است؛ می باشد. و عمار آنان را به پیروی از علی رضی الله عنه دعوت می داد؛ زیرا علی در آن زمان امام واجب الطاعه بود. در حالی که معاویه و گروهش به خلاف آنان دعوت می دادند؛ که آن هم به خاطر برداشتی بود که در آن هنگام به آن رسیده بودند)[5].


بنا بر این نکته ی مهم در این مسأله این است که بین مجتهدی که اشتباه کرده با کسی که به عمد فساد و فتنه به راه می اندازد؛ تفاوت و تباین قائل شویم.


و برای اثبات این قضیه این فرموده ی الله عزوجل را برایتان بیان می کنم که می فرماید: (و اگر دو گروه از مؤمنان با يکديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آشتی افکنيد و اگر يک گروه بر ديگری تعدی کرد، با آن که تعدی کرده است بجنگيد تا به فرمان الله بازگردد پس اگر بازگشت، ميانشان صلحی عادلانه برقرار کنيد و عدالت ورزيد که الله عادلان را دوست دارد * يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد، و از الله بترسيد، باشد که شما مشمول رحمت شويد)[6].


همانطور که در آیه می بینیم؛ جنگ بین مؤمنین امکان دارد که پیش آید؛ اما بدون اینکه اسم ایمان از یکی از گروه ها برداشته شود. زیرا در آیه بعد فرموده: (يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد). یعنی با اینکه با یکدیگر می جنگند امام باز هم آنها را برادر نامیده و به مسلمانان دیگر دستور داده که بین آنها صلح و آشتی برقرار کنند.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در باره ی این آیه فرموده: (همانطور که روشن و آشکار است الله سبحانه و تعالی با اینکه ذکر کرده دو گروه باهم می جنگند؛ و یکی بر دیگری تعدی می کند؛ اما هر دو را برادر نامیده و دستور داده که در ابتدا بین آنها صلح برقرار کنیم. سپس فرموده اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تعدی کرد؛ با آن گروه بجنگید. به عبارت دیگر از همان ابتدای امر دستور به جنگ با آنان نداده است؛ بلکه در ابتدا دستور به برقراری صلح داده است.


علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر دادند که خوارج را گروهی خواهد کشت که نردیکتر به حق هستند. و همانطور که می دانیم علی بن ابی طالب و یارانش کسانی بودند که خوارج را کشتند.


در نتیجه این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم که آنان به حق نزدیکتر هستند؛ دلالت دارد بر اینکه علی و یارانش از معاویه و یارانش به حق نزدیکتر بودند؛ با وجود اینکه هر دو گروه مؤمن هستند و شکی در ایمان آنان نیست)[7].


و از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (هنگامی كه مسلمانان دچار اختلاف می شوند گروه خوارج از اسلام خارج می گردد و در چنين وضعی از ميان دو طايفه مسلمان كسی كه به حق نزدیکتر است با آنها می جنگد)[8].


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در این باره فرموده: (این حدیث صحیح دلیل بر این است که هر دو طائفه ی (علی و یارانش و معاویه و یارانش) که با هم می جنگند؛ بر حق هستند. اما علی و یارانش از معاویه و اصحابش به حق نزدیکتر هستند)[9].


پس نتیجه ای که می گیریم این است که: مجرد سخن: (به آتش دعوت می کنند)؛ به معنای کفر نیست. و از چنین برداشتی به الله تعالی پناه می بریم. و کسی که چنین برداشتی از این سخن می کند در واقع نشان دهنده ی جهل بیش از حد وی است. بلکه باید بدانیم این حدیث از احادیث وعید است؛ همانطور که ربا خوار یا کسی که مال یتیم را می خورد در آتش هستند؛ اما چنین کلامی مستلزم کفر فعل کننده ی آن نیست؛ با اینکه عملش حرام است بلکه حتی از گناهان کبیره است.


و بدین ترتیب این شبهه مردود و باطل است.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 

 

 

 



[1] ـ الكفاية في علم الرواية: (ص:49).

[2] ـ صحیح بخاری: (وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ).

[3] ـ صحیح بخاری: (أَنَّهُ كَان يُحَدِّث يَوْماً حَتَّى أَتَى ذِكْرُ بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: كُنَّا نَحْمِلُ لَبِنَةً لَبِنَةً، وَعَمَّارٌ لَبِنَتَيْنِ لَبِنَتَيْنِ، فَرَآهُ النَّبِيُّ r فَيَنْفُضُ التُّرَابَ عَنْهُ، وَيَقُولُ:«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ قَالَ: يَقُولُ عَمَّارٌ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْفِتَنِ).

[4] ـ البداية والنهاية: (4/538).

[5] ـ فتح الباری: (1/542)، و مجموع فتاوى شيخ الإسلام: (4/437).

[6] ـ حجرات:9-10: (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّـهِ ۚفَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚوَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ).

[7] ـ مجموع الفتاوى (25/ 305-306).

[8] ـ صحیح مسلم: (تَمْرُقُ مَارِقَةٌ عِنْدَ فُرْقَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَقْتُلُهَا أَوْلَى الطَّائِفَتَيْنِ بِالْحَقِّ).

[9] ـ مجموع الفتاوى: ( 4 / 467 ).

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان