سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

2 آبان 1403 19/04/1446 2024 Oct 23

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1144
تـعداد كل مقالات : 1930
تـعداد اعضاء سايت: 574
بازدید کـل سايت: 7276973
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 437   تعداد بازدید: 3208 تاریخ اضافه:

شخصيت معاويه رضی الله عنه

بسم الله الرحمن الرحیم

حسن بن علي رضی الله عنه  در شرایطی خلافت را به معاویه رضی الله عنه  واگذار نمود که بيش از چهل‌ هزار نفر با او بيعت کرده بودند كه تا پاي جان، به وي وفادار بمانند و از او دفاع كنند؛ این امر، بیانگر آنست که معاويه رضی الله عنه  شايستگي رهبری و زمامداری را داشته است وگرنه نوه‌ي رسول گرامي اسلام صلی الله علیه وسلم ، به هیچ عنوان خلافت را به او واگذار نمي‌كرد بلكه با وی مي‌جنگيد.[1]

سيرت‌نگاران، در فضيلت معاويه رضی الله عنه ، اين صحابي بزرگوار رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم  فضائل زيادي را برشمرده‌اند كه به ذكر چند مورد از آن مي‌پردازيم:

 

1ـ قرآن كريم:

معاویه رضی الله عنه  در جنگ حنین حضور داشت؛ خداوند متعال درباره‌ی مجاهدان حنین مي‌فرمايد:

«ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ » (توبه:26)

«آنگاه خداوند، آرامش خود را نصيب پيغمبرش و مؤمنان گردانید و لشكرهايي (از فرشتگان) را فرو فرستاد كه شما، ايشان را نمي‌ديديد و (پيروز شديد و دشمنان شكست خوردند، و بدين‌وسيله خداوند عزوجل ) كافران را مجازات كرد و اين است كيفر كافران (در اين جهان و عذاب آخرت نیز به جاي خود باقي است)».

معاويه رضی الله عنه  از جمله‌ي كساني بود كه در غزوه‌ي حنين حضور داشتند؛ از اینرو آن بزرگوار نیز مشمول فضیلت یادشده در این آیه مي‌باشد.[2]

 

2ـ احاديث نبوي:

رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم  براي معاويه رضی الله عنه  دعا کرد: (اللهم اجعله هادياً مهدياً و اهد به)[3] یعنی: «بارخدايا! معاويه را هدايتگر و ره‌یاب بگردان و او را سبب هدايت قرار بده». همچنین دعا نمود: (اللهم علّم معاوية الكتاب و الحساب و قه العذاب)[4] یعنی: «خداوندا! معاويه را علم قرآن و حساب بياموز و وي را از عذاب در امان بدار». باري رسول گرامي اسلامص فرمود: (أَوَّلُ جَيْشٍ مِنْ أُمَّتِي يَغْزُونَ الْبَحْرَ قَدْ أَوْجَبُوا) یعنی: «نخستین لشكر امت من که در دریا مي‌جنگد، بهشت را برای خویش واجب مي‌گرداند». ام حرام رضی الله عنها مي‌گوید: پرسیدم: آيا من هم جزو اين لشكر خواهم بود؟ فرمود: «تو نيز در میان آنان خواهی بود». سپس پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم  فرمود: (أَوَّلُ جَيْشٍ مِنْ أُمَّتِي يَغْزُونَ مَدِينَةَ قَيْصَرَ مَغْفُورٌ لَهُمْ) یعنی: «نخستین لشكر امت من كه به شهر (قسطنطنيه) حمله مي‌کند، بخشيده مي‌شود». ام حرام مي‌گوید: پرسیدم: ای رسول خدا! آيا من هم در میان آنان خواهم بود؟: اي رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم  آيا من هم از جمله‌ي اين گروه خواهم بود؟ فرمود: «خير».[5] مهلب[6] مي‌گويد: «اين حديث، بیانگر فضیلت معاويه رضی الله عنه  مي‌باشد؛ چراكه معاویه رضی الله عنه  نخستین كسي است كه در دریا جنگید».[7]

 

3ـ ديدگاه تنی چند از دانشمندان و علما در مورد معاويه رضی الله عنه :

الف: به ابن عباس رضی الله عنه  گفتند: معاويه رضی الله عنه  فقط يك ركعت وتر مي‌گزارد. ابن عباس رضی الله عنه  فرمود: «کار درستی مي‌کند؛ او فقيه است»[8]

ب: عبدالله بن مبارك مي‌گويد: «معاويه رضی الله عنه  از نظر ما آزموده (و بزرگوار) است. پس هركس، دیدگاه بدی نسبت به معاویه رضی الله عنه  داشته باشد، او را به دشمني با اصحاب رضی الله عنهم   متهم خواهيم نمود».[9]

ج: به احمد بن حنبل رحمه الله گفته شد: خداوند تو را از رحمت كند! نظرت در مورد كسي كه معاويه رضی الله عنه  را كاتب وحي و خال‌المؤمنين (دايي مؤمنان) نمي‌داند و معتقد است که معاویه رضی الله عنه  با زور شمشير، زمام امور را به دست گرفته، چیست؟[10] ابوعبدالله پاسخ گفت: «اين، سخني گزاف است. باید از کسانی که چنین پنداری دارند، اجتناب نمود و از همنشيني با آنها پرهيز كرد. البته ما، حقیقت کارشان را برای مردم روشن مي‌سازیم».[11]

د: ابن العربي رحمه الله در مورد معاويه رضی الله عنه  مي‌گويد: معاويه رضی الله عنه  شخصيتي بودكه همواره مانع از نفوذ دشمنان مي‌شد و بر دشمنان مي‌تاخت و به حمايت از بزرگان بر‌مي‌خاست و لشكريان و سربازان به رسیدگی مي‌کرد و راهبرد درستی در جریان امور و در تعامل با بندگان خدا داشت.[12] معاويه رضی الله عنه  بلند‌همت بود و توجه ویژه‌ای به مسایل و مصالح مسلمانان داشت؛ چنانچه در گیر و دار نبرد با علي رضی الله عنه  در صفين، پادشاه روم را تهديد ‌نمود. ماجرا از این قرار بود که چون به معاويه رضی الله عنه  خبر رسيد که پادشاه روم، با سپاهي عظيم به مرزهاي سرزمين اسلامي نزديك شده است،[13] پيكي نزد وي فرستاد و او را تهديد کرد. ابن‌كثير در اين باره مي‌گويد: «پس از آنکه معاويه رضی الله عنه  سپاه روم را به وحشت انداخت و آنان را شکست داد، پس از چندی، پادشاه روم با مشاهده‌ی درگیری معاویه رضی الله عنه  با علی رضی الله عنه ، فرصت را غنيمت شمرد و قصد لشکرکشی به سرزمین‌های اسلامی را نمود. زمانی که معاويه رضی الله عنه  از تصمیم پادشاه روم، باخبر گرديد، نامه‌اي بدین مضمون برایش فرستاد که: «ای ملعون! به خدا سوگند، اگر عقب‌نشيني نكني و به ديار خويش بازنگردي، با پسر‌عمويم(علي رضی الله عنه ) صلح مي‌کنم، تمام قلمروت را فتح مي‌نمایم و زمين را با تمام وسعتش، بر تو تنگ مي‌گردانم». بدین سان پادشاه روم ترسيد و از معاويه رضی الله عنه  درخواست آتش‌بس نمود.[14]

 

هـ : ابن تيمیه رحمه الله درباره‌ی معاويه رضی الله عنه  مي‌گويد: بطور متواتر و در روایات فراوانی به ثبوت رسیده كه رسو‌ل‌خدا صلی الله علیه وسلم ، معاویه رضی الله عنه  را همچون بسياري از اصحابش، به امارت و فرماندهی گماشته و معاويه رضی الله عنه  همراه رسول اکرم صلی الله علیه وسلم  در جنگ و جهاد شرکت نموده و كاتب وحي نيز بوده است؛ رسول‌خدا رضی الله عنه  هيچ‌گاه بر دست‌نوشته‌های معاویه رضی الله عنه  در زمینه‌ی وحي، ايراد نگرفت و همواره به او اعتماد داشت. عمر بن خطاب رضی الله عنه  نيز شناخت دقیقی از افراد داشت، زمام برخی از سرزمين‌هاي اسلامي را به معاويه رضی الله عنه  سپرد و هيچ‌گاه معاویه رضی الله عنه  را در اداره‌ی امور، به کم‌کاری و خیانت متهم نکرد؛ حال آنکه به گواهی رسول خدا صلی الله علیه وسلم ، خداوند عزوجل  حق را بر قلب و زبان عمر رضی الله عنه  جاري ساخته بود.[15]

و: ابن كثير درباره‌ی معاویه رضی الله عنه  مي‌گويد: مردم در سال 41 هجري با معاویه رضی الله عنه  بيعت كردند؛ وی، همواره از آن پس به صورت رسمی، اداره‌ی امور مسلمانان را برعهده داشت تا اينكه جان به جان آفرين تسليم كرد. در دوران حکومتش، جنگ و جهاد بر ضد كفار، برپا بود و مسلمانان به اعلاي كلمة‌الله مي‌پرداختند. غنايم فراواني از اطراف و اكناف، به مرکز حکومت اسلامی ارسال مي‌شد و مسلمانان، تحت رهبري معاویه رضی الله عنه ، با آرامش تمام در سايه‌ی عدل و عدالت و گذشت، زندگی مي‌کردند.

و نیز مي‌گويد: معاویه رضی الله عنه  شخصي بردبار[16]، باوقار، عادل، باشهامت، بخشنده و بزرگوار بود و مهتر و سرآمد همگان به شمار می‌رفت.[17]

همچنین مي‌گويد: رحمت خدا بر معاویه باد؛ او، فردی نیك‌سيرت و باگذشت بود عيوب ديگران را مي‌پوشاند.[18]

 

4ـ معاويه رضی الله عنه  و روايت حديث:

معاويه رضی الله عنه  به افتخار روايت حديث از رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم  نایل گشته است. البته اين افتخار، از آن جهت، نصیب معاويه رضی الله عنه  گرديد كه وي، پس از فتح مكه كاتب وحي بود و از آن‌جا كه رسول‌ اکرم صلی الله علیه وسلم  داماد وي به‌شمار می‌رفت، همواره همراه آن حضرتص بود؛ از اینرو موفق به روایت 163 حديث از رسول خدا صلی الله علیه وسلم  گردید. از اين ميان، چهل حديث را بخاري و مسلم بصورت (متفق عليه) روايت كرده‌اند. چهار حدیث او را، بخاري، به تنهایی روایت کرده است و پنج حدیثش را هم مسلم به تنهايي روايت نموده است.[19] رفتار و برخورد معاويه رضی الله عنه  با شهروندانش، بهترين روشی بود كه یک حاکم يا رهبر، می‌تواند در برخورد با شهروندانش در پیش بگیرد و همين ویژگی معاویه رضی الله عنه  بود كه سبب محبوبيت او در نزد مردم گرديده بود. رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم  فرموده است: (خيار ائمتكم الذين تحبونهم و يحبونكم و تصلون عليهم و يصلون عليكم و شر أئمتكم الذين تبغضونهم و يبغضونكم و تلعنونهم و يلعنونكم)[20] یعنی: «بهترين حكام شما، كساني هستند كه شما، آنها را دوست داريد و آنها، شما را دوست دارند و شما، براي آنها دعا مي‌كنيد و آنان، براي شما دعا مي‌كنند و بدترين حكام شما، كساني‌ هستند كه شما، آنها را (دوست نداريد) و به آنان بغض مي‌ورزید و آنها نسبت به شما بغض مي‌ورزند و شما، آ‌نان را نفرين مي‌كنيد و ایشان هم شما را نفرين مي‌كنند».

 

5 ـ سخن اميرالمؤمنين علی رضی الله عنه  در مورد امارت معاويه رضی الله عنه :

سفيان بن ليل مي‌گوید: هنگامي كه حسن بن علي رضی الله عنه  به كوفه آمد، به او گفتم: اي خوا‌ركننده‌ي مؤمنان! وی در پاسخ گفت: اين سخن را مگو؛ زیرا من، از پدرم شنيدم كه فرمود: دیرزمانی نخواهد گذشت که امارت، به دست معاويه رضی الله عنه  خواهد افتاد. من نيز از اين سخن پي بردم كه آنچه خداوند مقدر كرده، حتماً روی خواهد داد؛ از اینرو برایم ناخوشایند بود كه ميان من و او، خون مسلمانان ریخته شود».[21] در روايتي آمده كه علي رضی الله عنه  فرمود: امارت معاويه رضی الله عنه  را ناپسند ندانيد؛ به خدا سوگند كه اگر او را از دست بدهيد، سرهاي مردم، هم‌چون حنظل،[22] بريده و افكنده خواهد شد.[23] اين سخن علی رضی الله عنه  بر توانمندی و شایستگی معاويه رضی الله عنه  در امارت دلالت دارد؛ چنانچه روشی كه وي در گفتگو و مذاکره با حسن بن علي رضی الله عنه  اختيار كرد، سهم به‌سزايي در استقرار صلح و جلوگیری از جنگ و درگیری داشت. هرچند حسن بن علي رضی الله عنه  نقش اصلي را در ايجاد صلح ايفا ‌نمود، اما بدون ترديد شخصيت معاويه رضی الله عنه  و نیز بلندانديشي، سعه‌ي صدر و جوانمردي‌اش، در ايجاد اين صلح بي‌تأثير نبود. معاويه رضی الله عنه  همواره نسبت به حسن بن علي رضی الله عنه  عرض ادب مي‌نمود و ضمن آنکه او را گرامی مي‌داشت، به‌ ذكر فضایل اهل بيت مي‌پراخت و اين، نشانگر آن است كه علي‌رغم نزاعي كه رخ داده بود، معاويه رضی الله عنه  همچنان حق را بیان مي‌کرد و بدان اذعان مي‌نمود.[24]

احمد بن حنبل رحمه الله در مسند خويش روايت نموده که معاویه رضی الله عنه  فرموده است: «رسول اکرم صلی الله علیه وسلم  زبان و لب‌هاي حسن بن علي رضی الله عنه  را مي‌مکید؛ همانا خداوند متعال، هيچ‌گاه زبان یا لبي را که رسول خدا صلی الله علیه وسلم ، آن را مکیده است، عذاب نمی‌کند».[25] معاويه رضی الله عنه  با خود، روراست بود و به گناهان خويش، اعتراف مي‌نمود و ضمن آنکه به رحمت و حلم خداوند عزوجل  امید داشت، از وي طلب آمرزش مي‌كرد. مسور بن مخرمه مي‌گويد: باري نزد معاويه رضی الله عنه  رفتم؛ معاويه رضی الله عنه  پرسيد: اي مسور! چرا بر ضد حکام خویش طعن و سرزنش نمودی؟ مسور پاسخ داد: اين مسأله را مطرح مكن و در مورد آنچه نزد تو آمده‌ايم، به ما احسان نما. معاويه رضی الله عنه  فرمود: «باید دلیل بدگويي مرا بگويي». مسور مي‌گوید: آن قدر اصرار کرد که هر چه در مورد او در دل داشتم، بر زبان آوردم؛ معاويه رضی الله عنه  فرمود: «من، خودم را از گناه بدور نمي‌دانم، اما آيا تو، آن‌ خدمات و اصلاحاتي را كه من در جهت منافع عمومي انجام داده‌ام، به فراموشي مي‌سپاري و تنها به ذكر عيوب و گناهانم مي‌پردازي؟ من، به گناهان خویش در پیشگاه خداوند، اعتراف مي‌کنم، ولی آيا از خودت گناهاني سر نمي‌زند كه به خاطر آنها از خداوند (و عذاب او) ترس داشته باشي؟» مسور گوید: گفتم: آري. فرمود: «پس چه چيز باعث شده كه تو، خويشتن را بیش از من سزاوار آمرزش و مغفرت الهي بداني؟ به خدا سوگند كه اصلاحات و اقدامات اصلاحي من، به مراتب بيش از اقدامات توست و چنانچه ميان خدا و غير خدا مختار مي‌شدم، خداوند را بر غیر او برمی مي‌گزیدم؛ وانگهی من، پیروِ آیینی هستم كه در آن، اعمال نيك پذیرفته مي‌گردد و در قبال نيكي، به نيكوكار پاداش داده مي‌شود. مسور مي‌گويد: بدین سان متوجه شدم که معاویه رضی الله عنه ، مرا مغلوب کرد. عروه مي‌گويد: از آن پس، هرگاه نام معاويه رضی الله عنه  به ميان مي‌آمد، مسور، برايش دعا مي‌كرد[26]

اینک به ذکر حكايتي مي‌پردازيم كه بيانگر تقوا و خداترسی معاويه رضی الله عنه  مي‌باشد. هرگاه در مجلس معاویه رضی الله عنه  حدیث ابوهريره رضی الله عنه  از رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم روايت مي‌شد كه: نخستين كساني كه از امت محمدص  در روز قيامت توسط آتش گداخته، عذاب مي‌شوند، قاريان، انفاق‌كنندگان و مجاهدان رياكار هستند،[27] معاويه رضی الله عنه  مي‌گفت: وضعیت اینها، این‌چنین است، پس کسانی كه هنوز زنده‌اند، چه وضعیتی خواهند داشت! راوي مي‌گويد: آنگاه معاويه رضی الله عنه  به‌قدری گریست كه گمان كرديم هر لحظه ممكن است از شدت گريه، هلاك گردد. و سپس سرش را بالا گرفت و دستی بر صورتش كشيد و گفت: چه راست گفته‌اند خداوند عزوجل  و رسولش‌ كه:

« مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لَا يُبْخَسُونَ (15) أُولَئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الْآَخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِيهَا وَبَاطِلٌ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ»      (هود:15ـ16)

«كساني كه (تنها) خواستار زندگي دنيا و زينت آن باشند (و چشم‌داشتي به آخرت نداشته‌ باشند، برابر سنت موجود در پيكره‌ي هستي، پاداش دسترنج و) اعمالشان را در اين جهان بدون هيچ‌گونه كم و كاستي، به تمام و كمال مي‌دهيم و هیچ حقی از آنان ضایع نمي‌گردد. آنان كسانيند كه در آخرت بهره و نصیبی جز آتش دوزخ ندارند و آنچه در دنيا انجام مي‌دهند، ضايع و هدر مي‌رود (و بي‌اجر و پاداش مي‌شود) و كارهايشان پوچ و بي‌سود مي‌گردد. (هرچند كه اعمالشان، به‌ظاهر انساني و مردمي و عبادي باشد)».[28]

شخصيت معاويه رضی الله عنه  و خدمات ارزنده‌اش در تاريخ اسلام، یکی از مهم‌ترین عوامل در انعقاد پیمان صلح بود. البته ما ادعا نداريم که معاويه رضی الله عنه  جزو خلفاي راشدين به‌شمار مي‌آيد؛ خیر، بلكه او، پادشاهي عادل بوده است. معاويه رضی الله عنه  در سياست و علوم اداري، نظامي، اقتصادي و اجتماعي مهارت وافری داشت؛ براي اينكه به اين صلاحيت‌ها و شایستگی‌های معاویه رضی الله عنه  پي ببريم، باید با حوصله‌ي تمام، دوران وي را مورد بررسي قرار دهيم. بدان اميد كه خداوند متعال، اين توفيق را به ما بدهد.

 

وصلی الله وسلم علی محمد وعلی آله و اصحابه الی یوم الدین

منبع: کتاب حسن ابن رضی الله عنه ، تالیف: محمد علی صلابی

 


سایت عصر اســلام

IslamAge.Com

-------------------------------------------------------------

[1]- الناهية عن طعن اميرالمؤمنين معاويۀ، ص57.

[2]- مرويات خلافة معاويۀ في تاريخ الطبري، خالد الغيث، ص23.

[3]- صحيح سنن الترمذي، آلباني (3/236).

[4]- موارد الظمآن (7/249). سند اين روايت حسن است.

[5]- بخاري (2924).

[6]- مهلب بن احمد اندلسي، مصنف شرحي بر صحيح بخاري است و در سال 435 ه‍.ق درگذشت.

[7]- فتح‌الباري (6/120).

[8]- نگا: فتح‌الباري (7/130).

[9]- مرويات خلافة معاويه، ص28.

[10]- همان ص 28.

[11]- السنة، خلال، تحقيق: عطيه زهراني (2/434).

[12]- العواصم من القواصم (210ـ211).

[13]- مرويات خلافة معاويه ص31.

[14]- البداية والنهاية (8/119).

[15]- الفتاوي (4/472) و سير اعلام النبلاء (3/129).

[16]- ابن ابي الدنيا و ابوبكر بن ابي عاصم اختصاصاً پيرامون حلم و بردباري معاويهt كتاب نگاشته‌اند.

[17]- البدية والنهاية (8/118).

[18]- همان (8/126).

[19]- مرويات خلافة معاويه في تاريخ الطبري، ص23.

[20]- مسلم (65).

[21]- تاريخ دمشق (12/105).

[22]- هندوانه وحشی و کوچک بیابانی را گویند که به راحتی از بوته اش جدا می شود.

[23]- همان (12/105).

[24]- النهاية عن طعن اميرامؤمنين معاويۀt، ص57.

[25]- مسند احمد (16848). سند اين روايت صحيح است.

[26]- سير اعلام النبلاء (3/392). اين حديث در مباحث بعدی، به تفصيل بيان خواهد شد.

[27]- عبارت عربي اين حديث اين‌گونه است: (يا اباهريرۀ! اولئك الثلاثۀ أول خلق الله تسعر بهم النار يوم القيامۀ). ترمذي و حاكم، اين حديث را روايت كرده‌اند و آلباني، اين حديث را صحيح دانسته است. (ش1713).

[28]- النهايۀ في الفتن و الملاحم (2/52).

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

حدیث: (وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ) و رد شبهه ی روافض درباره ی معاویه رضی الله عنه.


از جمله امور واجب بر مسلمان؛ داشتن حسن ظن به صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم است. زیرا صحابه بهترین یاران برای بهترین پیامبر بودند. در نتیجه حق آنان ستایش است. و کسی که به آنان طعن زند در واقع به دین خود طعن زده است.


امام ابو زرعه رازی رحمه الله در این باره فرموده: (اگر کسی را دیدی که از شأن و منزلت صحابه می کاهند؛ پس بدان که وی زندیق است. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم بر ما حق دارند همانطور که قرآن بر ما حق دارد. و صحابه همان کسانی بودند که قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم را به ما رسانده اند. و چنین افرادی فقط می خواهند شاهدان ما را خدشه دار کنند تا از این طریق به صحت قرآن و سنت طعن وارد کنند. در نتیجه آنان زندیق اند)[1].


و یکی از صحابه ای که به ایشان تهمت می زنند؛ صحابی جلیل معاویه رضی الله عنه است. با استدلال به حدیث: (افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند)[2]. که در این مقاله می خواهیم این شبه را رد کنیم.


همانطور که می دانیم عده ای از صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ صفین به خاطر اجتهاد و برداشتی که داشتند؛ طوری که به نظر هر طرف چنین می رسید که وی بر حق است؛ به قتل رسیدند. به همین دلیل وقتی برای بعضی از آنها روشن شد که در اشتباه بوده اند؛ بر آنچه انجام دادند؛ پشیمان شدند. و پشمیانی توبه است. و توبه؛ گناهان گذشته را پاک می کند؛ بخصوص در حق بهترین مخلوقات و صاحبان بالاترین مقام و منزلت ها بعد از پیامبران و انبیاء الله تعالی.


و کسی که درباره ی این موضوع تحقیق می کند؛ برایش مشخص خواهد شد که سبب این قتال اهل فتنه بودند همان گروهی که باطل را انتشار می دادند.


و همانطور که می دانیم در این قتال بسیاری از صحابه رضی الله عنهم برای ایجاد صلح بین مردم خارج شدند؛ زیرا جنگ و خونریزی متنفر ترین چیز نزد آنان بود.


امام بخاری رحمه الله با سندش از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کرده: (روزی ابوسعید خدری رضی الله عنه در حال سخن گفتن بود که صحبت از ساختن مسجد نبوی به میان آورد و گفت: ما هر كدام یک خشت حمل می ‌كردیم. ولی عمار دوتا، دوتا حمل می كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم او را دید. و در حالی كه گرد و خاک را از او دور می‌ ساخت، فرمود: افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند. راوی می‌ گوید: عمار بعد از شنیدن این سخن ‏گفت: از فتنه‌ها به الله پناه می ‌برم)[3].


اما در این حدیث مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به اسباب آن است که همان پیروی از امیر است. و مقصود از دعوت به سوی آتش؛ دعوت به اسباب آن یعنی اطاعت نکردن از امیر و خروج علیه وی است.


اما کسی که این کار را با اجتهاد و برداشتی که جایز باشد؛ می کند؛ معذور خواهد بود.


حافظ ابن کثیر رحمه الله درباره ی این حدیث چنین می فرماید: (این حدیث از جمله دلائل نبوت است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره ی کشته شدن عمار به دست گروهی یاغی خبر می دهد. و قطعا هم این اتفاق افتاد. و عمار را در جنگ صفین اهل شام به قتل رساندند. که در این جنگ عمار با علی و اهل عراق بود. چنان که بعدا تفاصیل آن را بیان خواهم کرد. و علی در این موضوع بر معاویه اولویت داشت.


و هرگز جایز نیست که به خاطر نام یاغی بر یاران معاویه آنان را کافر بدانیم. چنانکه فرقه ی گمراه شیعه و غیره چنین می کنند. زیرا آنان  با اینکه در این کار نافرمانی کردند؛ اما در عین وقت مجتهد بودند. یعنی با اجتهاد مرتکب چنین عملی شدند. و همانطور که واضح است و همه می دانیم هر اجتهادی صحیح و درست در نمی آید. بلکه کسی که اجتهادش صحیح درآید؛ دو اجر می برد و کسی که در اجتهادش خطا کرده باشد؛ یک اجر به وی خواهد رسید.


و کسی که در این حدیث بعد از سخن: (كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد) بیافزاید و بگوید: (الله تعالی شفاعت مرا به وی روز قیامت نمی رساند). در حقیقت افترای بزرگی بر رسول الله صلی الله علیه و سلم زده است. زیرا هرگز رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین چیزی را نگفته اند. و از طریق صحیح نقل نشده است. والله اعلم.


اما معنای این فرموده که: (عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند) چنین بوده که عمار و یارانش اهل شام را به اتحاد و همدلی دعوت می کرد. اما اهل شام می خواستند چیزی را به دست آورند که دیگران بیشتر از آنان حق داشتند آن را به دست آورند. و نیز می خواستند مردم به صورت جماعات و گروه های مختلفی باشند که هر کدام از آن جماعات برای خود امامی داشته باشند؛ در حالی که چنین چیزی امت را به اختلاف و تضاد می رساند. طوری که هر گروه به راه و روش خود پایبند می بودند و لو که چنین قصد و هدفی هم نداشته باشند)[4].


و حافظ ابن حجر رحمه الله در این باره می فرماید: (اگر گفته شود: عمار در صفین کشته شد؛ در حالی که وی با علی بود. و کسانی هم که وی را به قتل رساندند معاویه و گروهی از صحابه بود که با او همکاری می کردند. پس چطور ممکن است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفته باشد آنان یعنی گروه معاویه و یارانش به آتش دعوت می کردند؟


در جواب می گوییم: زیرا آنان (گروه معاویه و یارانش) گمان می کردند که به سوی بهشت دعوت می دهند. و همانطور که واضح و آشکار است همه ی آنها مجتهد بودند در نتیجه به خاطر پیروی از گمانشان هرگز سرزنش و توبیخ نمی شوند. بنا بر این مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به عوامل آن که همان اطاعت از امام است؛ می باشد. و عمار آنان را به پیروی از علی رضی الله عنه دعوت می داد؛ زیرا علی در آن زمان امام واجب الطاعه بود. در حالی که معاویه و گروهش به خلاف آنان دعوت می دادند؛ که آن هم به خاطر برداشتی بود که در آن هنگام به آن رسیده بودند)[5].


بنا بر این نکته ی مهم در این مسأله این است که بین مجتهدی که اشتباه کرده با کسی که به عمد فساد و فتنه به راه می اندازد؛ تفاوت و تباین قائل شویم.


و برای اثبات این قضیه این فرموده ی الله عزوجل را برایتان بیان می کنم که می فرماید: (و اگر دو گروه از مؤمنان با يکديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آشتی افکنيد و اگر يک گروه بر ديگری تعدی کرد، با آن که تعدی کرده است بجنگيد تا به فرمان الله بازگردد پس اگر بازگشت، ميانشان صلحی عادلانه برقرار کنيد و عدالت ورزيد که الله عادلان را دوست دارد * يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد، و از الله بترسيد، باشد که شما مشمول رحمت شويد)[6].


همانطور که در آیه می بینیم؛ جنگ بین مؤمنین امکان دارد که پیش آید؛ اما بدون اینکه اسم ایمان از یکی از گروه ها برداشته شود. زیرا در آیه بعد فرموده: (يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد). یعنی با اینکه با یکدیگر می جنگند امام باز هم آنها را برادر نامیده و به مسلمانان دیگر دستور داده که بین آنها صلح و آشتی برقرار کنند.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در باره ی این آیه فرموده: (همانطور که روشن و آشکار است الله سبحانه و تعالی با اینکه ذکر کرده دو گروه باهم می جنگند؛ و یکی بر دیگری تعدی می کند؛ اما هر دو را برادر نامیده و دستور داده که در ابتدا بین آنها صلح برقرار کنیم. سپس فرموده اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تعدی کرد؛ با آن گروه بجنگید. به عبارت دیگر از همان ابتدای امر دستور به جنگ با آنان نداده است؛ بلکه در ابتدا دستور به برقراری صلح داده است.


علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر دادند که خوارج را گروهی خواهد کشت که نردیکتر به حق هستند. و همانطور که می دانیم علی بن ابی طالب و یارانش کسانی بودند که خوارج را کشتند.


در نتیجه این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم که آنان به حق نزدیکتر هستند؛ دلالت دارد بر اینکه علی و یارانش از معاویه و یارانش به حق نزدیکتر بودند؛ با وجود اینکه هر دو گروه مؤمن هستند و شکی در ایمان آنان نیست)[7].


و از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (هنگامی كه مسلمانان دچار اختلاف می شوند گروه خوارج از اسلام خارج می گردد و در چنين وضعی از ميان دو طايفه مسلمان كسی كه به حق نزدیکتر است با آنها می جنگد)[8].


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در این باره فرموده: (این حدیث صحیح دلیل بر این است که هر دو طائفه ی (علی و یارانش و معاویه و یارانش) که با هم می جنگند؛ بر حق هستند. اما علی و یارانش از معاویه و اصحابش به حق نزدیکتر هستند)[9].


پس نتیجه ای که می گیریم این است که: مجرد سخن: (به آتش دعوت می کنند)؛ به معنای کفر نیست. و از چنین برداشتی به الله تعالی پناه می بریم. و کسی که چنین برداشتی از این سخن می کند در واقع نشان دهنده ی جهل بیش از حد وی است. بلکه باید بدانیم این حدیث از احادیث وعید است؛ همانطور که ربا خوار یا کسی که مال یتیم را می خورد در آتش هستند؛ اما چنین کلامی مستلزم کفر فعل کننده ی آن نیست؛ با اینکه عملش حرام است بلکه حتی از گناهان کبیره است.


و بدین ترتیب این شبهه مردود و باطل است.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 

 

 

 



[1] ـ الكفاية في علم الرواية: (ص:49).

[2] ـ صحیح بخاری: (وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ).

[3] ـ صحیح بخاری: (أَنَّهُ كَان يُحَدِّث يَوْماً حَتَّى أَتَى ذِكْرُ بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: كُنَّا نَحْمِلُ لَبِنَةً لَبِنَةً، وَعَمَّارٌ لَبِنَتَيْنِ لَبِنَتَيْنِ، فَرَآهُ النَّبِيُّ r فَيَنْفُضُ التُّرَابَ عَنْهُ، وَيَقُولُ:«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ قَالَ: يَقُولُ عَمَّارٌ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْفِتَنِ).

[4] ـ البداية والنهاية: (4/538).

[5] ـ فتح الباری: (1/542)، و مجموع فتاوى شيخ الإسلام: (4/437).

[6] ـ حجرات:9-10: (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّـهِ ۚفَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚوَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ).

[7] ـ مجموع الفتاوى (25/ 305-306).

[8] ـ صحیح مسلم: (تَمْرُقُ مَارِقَةٌ عِنْدَ فُرْقَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَقْتُلُهَا أَوْلَى الطَّائِفَتَيْنِ بِالْحَقِّ).

[9] ـ مجموع الفتاوى: ( 4 / 467 ).

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان