سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

4 مرداد 1403 18/01/1446 2024 Jul 25

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1144
تـعداد كل مقالات : 1930
تـعداد اعضاء سايت: 573
بازدید کـل سايت: 7087507
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 386   تعداد بازدید: 2545 تاریخ اضافه:

آيا معاويه به خاطر خلافت با علي درگير بود

بسم الله الرحمن الرحیم

ابو مسلم الخولاني مي‌گويد كه پيش معاويه آمدم و به او گفتم: تو با علي درگير مي‌شوي آيا تو همانند او هستي؟ معاويه گفت: نه، سوگند به خدا كه مي‌دانم كه علي برتر و افضل است و به خلافت سزاوارتر است، ولي آيا شما نمي‌دانيد كه عثمان مظلومانه كشته شده است؟ و من پسر عموي او هستم و خون او را مي‌خواهم، پس پيش علي برويد و به او بگوييد كه قاتلان عثمان را به من تحويل دهد و من امور حكومت را به او مي‌سپارم، آن ها پيش علي آمدند و با او سخن گفتند، علي نپذيرفت و قاتلان را تحويل نداد. ( تاریخ الاسلام، عهد الخلفاء الراشدین ص 540 و سند آن صحیح است.)

بنابراين معاويه نگفت كه او خليفه است، و هرگز به خاطر خلافت با علي درگير نشد، بنابراين وقتي با هم درگير شدند و مسئله به تحكيم رسيد و نويسنده نوشت اين عهدي است كه امير المؤمنين علي با معاويه بن ابي سفيان مي‌بندد، معاويه گفت: امير المؤمنين ننويس، اگر با تو بيعت مي‌كردم كه تو امير المؤمنين هستي با تو نمي‌جنگيدم، و بلكه فقط اسم من و اسم خودت را بنويس، و آنگاه معاويه رو به نويسنده كرد و گفت: اسم او را قبل از اسم من بنويس چون او فضيلت بيشتري دارد و در پذيرفتن اسلام از من پيشگام بوده است. (البدایة والنهایة 7/288)

بنابراين جنگ علي و معاويه دو خليفه نبود، و بلكه علت آن بود كه علي مي‌خواست معاويه را عزل كند و معاويه عزل را نمي‌پذيرفت مگر آن كه قاتلان پسر عمويش كشته مي‌شدند و يا به او تحويل داده مي‌شدند. پس چنان كه شايع است موضوع اختلاف خلافت نبود. تعداد لشكريان علي صد هزار نفر بود و تعداد افراد معاويه هفتاد هزار نفر بودند، و در اين جنگ عمار بن ياسر كه در ميان لشكر علي بود كشته شد و پیامبر صلی الله علیه وسلم  به عمار گفته بود: اي عمّار گروه شورشي تو را خواهند كشت.( متفق علیه بخاری کتاب الصلاة باب التعاون فی بناء المسجد حديث 447 و مسلم کتاب الفتنة 2915.)

احمد بن حنبل را در مورد اين حديث پرسيدند كه چه درباره ی آن چه مي‌گويي؟ گفت: در مورد آن حرفي نمي‌زنم نپرداختن به آن بهتر است، چنان كه پيامبر خدا صلی الله علیه وسلم گفت: گروهي شورشي او را مي‌كشند، و سكوت كرد.( السنة خلال ص 463 حديث 722.)

ابن حجر مي‌گويد: جمهور اهل سنت بر اين باورند كه كساني كه همراه علي مي‌جنگيده‌اند بر حق بوده‌اند، و كساني كه عليه علي مي‌جنگيده‌اند شورشي بوده‌اند، اما اهل سنت همه بر اين اتفاق دارند كه از اين گروه كسي مذمت نمي‌شود بلكه مي‌گويند آنها اجتهاد كردند و به خطا رفتند.( فتح الباری 13/72.)

و مي‌گويد: اهل سنت بر اين اتفاق كرده‌اند كه نبايد كسي از اصحاب به خاطر آنچه از آنها سر زده مورد عيب‌جويي قرار بگيرند چون آن ها براساس اجتهاد خود جنگيدند.( منبع سابق 13/37.)

و طبري در تاييد مذهب حاميان علي  رضی الله عنه  مي‌گويد: اگر در هر اختلافي كه ميان مسلمين مي‌افتد فرار كردن از آن و خانه‌نشين شدن لازم و واجب مي‌بود، حدّي اقامه نمي‌شد و باطلي از بين نمي‌رفت و فاسقان راهي براي ارتكاب كارهاي حرام مي‌يافتند.( منبع سابق.)

گفتم: اگر قضيه واضح و روشن باشد اين درست است، ولي اگر امور مشتبه و نامشخص بودند بايد دوري كرد، به خاطر اين بسياري در اين جنگ شركت نكردند. پس آنچه بايد بدان معتقد باشيم اين است كه طلحه و زبير و عايشه و همراهانش و همچنين علي و همراهانش براساس اجتهاد خود جنگ كردند، و يك فتنه بود كه رخ داد، و براي جنگ جمل آنها آمادگي نكرده بودند و نمي‌خواستند با يكديگر بجنگند.

 

و ابن حزم و ابن تيميه از جمهور نقل كرده‌اند كه در اين مسئله نبايد سخن گفت. ابن تيميه مي‌گويد: اگر كسي بگويد علي ابتدا با آنها جنگيد، به او گفته مي‌شود. آنها ابتدا از اطاعت و بيعت كردن با او سرباز زدند و او را ستمگر و مشارك در ريختن خون عثمان قرار دادند و گواهي دروغ را عليه او پذيرفتند چنان در ميان اهل شام شايع شده بود كه علي به كشتن عثمان راضي بوده است. و به چهار دليل اين شايعه در ميان شامي‌ها قوت گرفته بود:

1- نكشتن قاتلان عثمان.

2- جنگ جمل.

3- ترك گفتن علي مدينه را و سكونت گزيدن او در كوفه كه اردوگاه و پناهگاه قاتلان عثمان بود.

4- افرادي كه متهم به قتل عثمان بودند در لشكر علي قرار داشتند.

به خاطر اين چهار چيز شامي‌ها (به خصوص افراد جاهل آن ها) مشكوك شدند كه علي  رضی الله عنه  در كشتن عثمان  رضی الله عنه  دست دارد، و در حقيقت علي هيچ مشاركتي در قتل عثمان نداشت و بلكه او قاتلان عثمان را نفرين مي‌كرد، اگر گفته شود اين به تنهايي جنگيدن با آن ها را توجيه نمي‌كند، گفته مي‌شود براي آن ها جايز نبود كه با علي  رضی الله عنه  بجنگند چون علي توانايي كشتن قاتلان عثمان را نداشت، و اگر هم او مي‌توانست قاتلان عثمان را به قتل برساند و اين كار را نمي‌كرد نبايد در جماعت مسلمين تفرقه ايجاد مي‌شد، و از بيعت كردن با او امتناع به عمل مي‌آمد، بلكه به هر حال بيعت كردن با او بيشتر به مصلحت دين و براي مسلمين سودمندتر بود.

 

و صلی الله و سلم علی محمد و علی آله و اصحابه الی یوم الدین.

 


 

سایت عصر اسلام

IslamAge.Com

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرموده است:

(أريت في المنام أني أنزع بدلو بكرة على قليب، فجاء أبو بكر فنزع ذنوباً أو ذنوبين نزعاً ضعيفاً والله يغفر له ثم جاء عمربن الخطاب فاستحالت غرباً فلم أر عبقريا يفري فريه حتى روى الناس وضربوا بعطن)
«در خواب دیدم که از چاهی آب می‌کشم؛ آن‌گاه ابوبکر آمد و یک دلو آب از چاه کشید و او، در کشیدن آب ضعیف بود و خداوند، او را می‌بخشد. سپس عمر آمد و دلو را به دست گرفت؛ هیچ پهلوانی سراغ ندارم که همانند او کاری را بدین قوت انجام دهد. عمر چنان آب کشید که همه‌ی مردم و شترانشان سیراب شدند و به استراحت پرداختند»
 مسلم ش 2393 .

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان