سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

23 تير 1403 06/01/1446 2024 Jul 13

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1144
تـعداد كل مقالات : 1930
تـعداد اعضاء سايت: 573
بازدید کـل سايت: 7061039
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 37   تعداد بازدید: 4976 تاریخ اضافه: 2015-11-03

حبیب ابن حبیب:اسامه بن زید رضی الله عنهما

حبیب ابن حبیب:اسامه بن زید رضی الله عنهما

امیر المؤمنین عمر بن خطاب رضی الله عنه در حال تقسیم اموال بیت المال برای مسلمانان بودند که نوبت پسرش عبدالله رسید، امیر المؤمنین سهم پسرش را داد.

 

سپس نوبت اسامه رسید، عمر رضی الله عنه دو برابر سهم پسرش عبدالله را به اسامه داد.

 

عبدالله از پدر بزرگوارشان پرسیدند: به راستی که اسامه را بر من برتری دادی در حالی که من همراه رسول الله صلی الله علیه و سلم شاهد وقایعی بودن که او نبوده است؟

 

عمر رضی الله عنه در جواب فرمود: اسامه نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم محبوب تر از تو بود همان طور که پدرش نزد ایشان از پدر تو عزیزتر بود.

 

اینجا باید پرسید این صحابی چه کسی است که در قلب رسول الله صلی الله علیه و سلم صاحب چنین جایگاهی بوده؟

 

او کسی نیست جز اسامه بن زید رضی الله عنهما. صحابه ای که در میان صحابه دیگر به لقب حبیبابن حبیب مشهور بود.

 

پدرش زید بن حارثه خادم و محبوب رسول الله صلی الله علیه و سلم بود تا جایی که رسول الله صلی الله علیه و سلم در میان صحابه در باره اش فرمود: گواهی می دهم که زید فرزند من است و از من ارث می برد و من نیز از او ارث می برم.بعد از آن بود که مسلمانان او را زید بن محمد صدا می زدند تا اینکه الله عزوجل در قرآن کریممسئلهفرزند خوانده گی را باطل اعلام کرد.

 

اما مادرش ام اًیمن کنیز رسول الله صلی الله علیه و سلم بود که از پدر خویش عبدالله او را به ارث برده بود. ام اَیمن کسی بود که بعد از وفات آمنه، مادر رسول الله صلی الله علیه و سلم حضانت و نگهداری رسول الله صلی الله علیه و سلم را بر عهده داشت.

اسامه رضی الله عنهدر سال ششم بعثت چشم به جان گشود و در آغوش اسلام پرورش یافت زیرا که بسیار نزدیک به بیت نبوت بود و همواره همنشین و همراه رسول الله صلی الله علیه و سلم بود. و رسول الله صلی الله علیه و سلم او را به اندازه ای دوست داشت که بین او و نوه اش حسن رضی الله عنه هرگز فرقی نمی گذاشت چنان که در صحیح بخاری آمده رسول الله صلی الله علیه و سلم اسامه و حسن را می گرفتند سپس می فرمودند: پروردگارا این دو را دوست بدار که من این دو را دوست ميدارم.رسول الله صلی الله علیه و سلم حتي سفارش به دوست داشتن اسامه نموده اند. از ام المؤمنین عایشه رضی الله عنها روایت شده که فرمود: شایسته نیست کسی با اسامه دشمنی کند بعد از اینکه رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره او فرمود: کسی که الله و رسولش را دوست دارد پس اسامه را نیز باید دوست داشته باشد.

 

از مهم تریم ویژگی های شخصیتی این صحابی بزرگوار سِمَت رهبری بود زیرا ترتبیت شده مکتب رسول الله صلی الله علیه و سلم بود. علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و سلم گواهی به آن داده بود، چنان که از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم گروهی را به جهاد اعزام كرد و اسامه بن زید را به عنوان امیر آنان، تعیین فرمود، برخی از مردم به فرماندهی‌اش اعتراض كردند، رسول الله صلی الله عليه و سلم فرمودند: (شما كه هم اكنون به فرماندهی او اعتراض دارید، قبلاً به فرماندهی پدرش نیز اعتراض داشتید.سوگند به الله كه او (پدرش) شایسته فرماندهی و محبوبترین مردم نزد من بود و بعد از او،‌ این (اسامه) نیز محبوبترین مردمنزد من است)[1].

 

اسامه رضی الله عنه زیرک و تیزهوش، و بی باک و دانا به عاقبت امور بود، هرچیز را در محل و موقع خود می‌گذاشت، انسانی پاک پاکدامن و بیزار از رذالت و ناپاکی بود، موجودی با انس و الفت بود مردم به او محبت داشتند،انسانی با تقوا و پرهیزکار بود و الله او راد وست داشت.

 

در سال یازدهم هجرت، رسول الله صلی الله علیه وسلم دستور دادند برای غزوه روم ارتشی آماده شود، عمر، سعد بن ابی‌وقاص، اباعبیده بن جراح و دیگر بزرگان صحابه رضی الله عنهم اجمعین در آن عضویت داشتند. رسول الله صلی الله علیه و سلم اسامه را که هنوز سنش از بیست سال تجاوز نکرده بود، امیر و فرمانده آن سپاه تعیین فرمود.
پیامبر صلی الله علیه وسلم به اسامه دستور دادند که سپاه از سرزمین «بلقاء» و «قلعه داروم» در نزدیکی غزه از دیار روم بگذرد.

 

ارتش در حال آمده شدن بودند کهرسول الله صلی الله علیه وسلم بیمار شدند.اسامه با سپاه در اردوگاه بودند می خواستنداز جُرف مدینه حرکت کنند که در این هنگام پیغام آور مادرش ام أیمن نزدش آمد و به وی خبر داد که رسول الله صلی الله علیه و سلم بسیار بیمارند.بعد از شنیدن این خبر اسامه همراه با عمر و ابوعبیده بن جراح رضی الله عنهم به مدینه بازگشتند و به نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم رفتند. زیاد طول نکشید رسول الله صلی الله علیه و سلم در هنگام غروب خورشید روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول از این جهان چشم بستند و زندگی را بدرود گفتند.

 

پس از وفات رسول الله صلی الله علیه و سلم مسلمانان با ابوبکر صدیق رضی الله عنه بیعت کردند. اما عده ای از عرب ها هم مرتد شدند. برخی از بزرگان صحابه نزد ابوبکر رضی الله عنه آمدند و گفتند: ای خلیفه این لشکر را به دو گروه تقسیم کنید گروهی را برای مبارزه با مرتدین قرار دهید و گروهی را برای امنیت اهل مدینه. زیرا که اگر شما برای جنگ با روم شتاب کنید ممکن است اهل رده (مرتدين) بازگردند.پس بهتر است ابتدا آنان را نابود کنید سپس اسامه را همراه با لشکر به جنگ با روم بفرستید. اما ابو بکر رضی الله عنه اصرار داشتند که هر چه زودتر لشکر اسامه را به جنگ با روم بفرستند بدین ترتیب در خطاب به صحابه فرمود: سوگند به کسی که نفس من در دست اوست اگر حیوانات درنده مدینه هم بخواهند مرا بخورند من این لشکر را خواهم فرستاد.

 

و به راستی که اینگونه کرد و لشکر اسامه را برای مبارزه با رومیان فرستاد. اسامه و لشکرش با تمام قدرت و نیرویشان و به بهترین صورت مبارزه کردند و درسی به رومیان دادند که هرگز فراموش نکنند و با پیروزی به مدینه بازگشتند. بدین ترتیب استعدادهای بی نظیر اسامه در رهبری ارتش در این مبارزه ظاهر شد با وجود اینکه فقط هیجده سال سن داشت.

 

اسامه رضی الله عنه در طول حیات مبارکش از احترام و محبت مسلمانان برخودار بود، زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم نسبت به شخص او احترام و محبت داشتند تا جایی که هر وقت عمر بن خطاب رضی الله عنه به او می رسید می فرمود: مرحبا امیرم و اگر کسی تعجب می کرد عمر رضی الله عنه می فرمود: رسول الله صلی الله علیه و سلم او را فرمانده و امیر من قرار داده بود.

 

این صحابی بزگوار از فتنه هایی که بعد از قتل عثمان رضی الله عنه به وجود آمده بود دوری کرد و به همین دلیل در شهر مِزّه در غرب دمشق ساکن شد سپس به وادی القری برگشت و بعد از آن به مدینه تا اينكه در اواخر خلافت معاویه رضی الله عنه بین سال های 54 تا 59 هجری در جُرف  دار فانی را وداع گفت.

 

 

 

 

 



[1]ـ صحیح بخاری: (إنْ تَطْعُنُوا فِي إِمَارَتِهِ، فَقَدْ كُنْتُمْ تَطْعُنُونَ فِي إِمَارَةِ أَبِيهِ مِنْ قَبْلُ، وَايْمُ اللَّهِ إِنْ كَانَ لَخَلِيقًا لِلإِمَارَةِ، وَإِنْ كَانَ لَمِنْ أَحَبِّ النَّاسِ إِلَيَّ، وَإِنَّ هَذَا لَمِنْ أَحَبِّ النَّاسِ إِلَيَّ بَعْدَهُ).

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

حدیث: (وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ) و رد شبهه ی روافض درباره ی معاویه رضی الله عنه.


از جمله امور واجب بر مسلمان؛ داشتن حسن ظن به صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم است. زیرا صحابه بهترین یاران برای بهترین پیامبر بودند. در نتیجه حق آنان ستایش است. و کسی که به آنان طعن زند در واقع به دین خود طعن زده است.


امام ابو زرعه رازی رحمه الله در این باره فرموده: (اگر کسی را دیدی که از شأن و منزلت صحابه می کاهند؛ پس بدان که وی زندیق است. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم بر ما حق دارند همانطور که قرآن بر ما حق دارد. و صحابه همان کسانی بودند که قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم را به ما رسانده اند. و چنین افرادی فقط می خواهند شاهدان ما را خدشه دار کنند تا از این طریق به صحت قرآن و سنت طعن وارد کنند. در نتیجه آنان زندیق اند)[1].


و یکی از صحابه ای که به ایشان تهمت می زنند؛ صحابی جلیل معاویه رضی الله عنه است. با استدلال به حدیث: (افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند)[2]. که در این مقاله می خواهیم این شبه را رد کنیم.


همانطور که می دانیم عده ای از صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ صفین به خاطر اجتهاد و برداشتی که داشتند؛ طوری که به نظر هر طرف چنین می رسید که وی بر حق است؛ به قتل رسیدند. به همین دلیل وقتی برای بعضی از آنها روشن شد که در اشتباه بوده اند؛ بر آنچه انجام دادند؛ پشیمان شدند. و پشمیانی توبه است. و توبه؛ گناهان گذشته را پاک می کند؛ بخصوص در حق بهترین مخلوقات و صاحبان بالاترین مقام و منزلت ها بعد از پیامبران و انبیاء الله تعالی.


و کسی که درباره ی این موضوع تحقیق می کند؛ برایش مشخص خواهد شد که سبب این قتال اهل فتنه بودند همان گروهی که باطل را انتشار می دادند.


و همانطور که می دانیم در این قتال بسیاری از صحابه رضی الله عنهم برای ایجاد صلح بین مردم خارج شدند؛ زیرا جنگ و خونریزی متنفر ترین چیز نزد آنان بود.


امام بخاری رحمه الله با سندش از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کرده: (روزی ابوسعید خدری رضی الله عنه در حال سخن گفتن بود که صحبت از ساختن مسجد نبوی به میان آورد و گفت: ما هر كدام یک خشت حمل می ‌كردیم. ولی عمار دوتا، دوتا حمل می كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم او را دید. و در حالی كه گرد و خاک را از او دور می‌ ساخت، فرمود: افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند. راوی می‌ گوید: عمار بعد از شنیدن این سخن ‏گفت: از فتنه‌ها به الله پناه می ‌برم)[3].


اما در این حدیث مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به اسباب آن است که همان پیروی از امیر است. و مقصود از دعوت به سوی آتش؛ دعوت به اسباب آن یعنی اطاعت نکردن از امیر و خروج علیه وی است.


اما کسی که این کار را با اجتهاد و برداشتی که جایز باشد؛ می کند؛ معذور خواهد بود.


حافظ ابن کثیر رحمه الله درباره ی این حدیث چنین می فرماید: (این حدیث از جمله دلائل نبوت است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره ی کشته شدن عمار به دست گروهی یاغی خبر می دهد. و قطعا هم این اتفاق افتاد. و عمار را در جنگ صفین اهل شام به قتل رساندند. که در این جنگ عمار با علی و اهل عراق بود. چنان که بعدا تفاصیل آن را بیان خواهم کرد. و علی در این موضوع بر معاویه اولویت داشت.


و هرگز جایز نیست که به خاطر نام یاغی بر یاران معاویه آنان را کافر بدانیم. چنانکه فرقه ی گمراه شیعه و غیره چنین می کنند. زیرا آنان  با اینکه در این کار نافرمانی کردند؛ اما در عین وقت مجتهد بودند. یعنی با اجتهاد مرتکب چنین عملی شدند. و همانطور که واضح است و همه می دانیم هر اجتهادی صحیح و درست در نمی آید. بلکه کسی که اجتهادش صحیح درآید؛ دو اجر می برد و کسی که در اجتهادش خطا کرده باشد؛ یک اجر به وی خواهد رسید.


و کسی که در این حدیث بعد از سخن: (كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد) بیافزاید و بگوید: (الله تعالی شفاعت مرا به وی روز قیامت نمی رساند). در حقیقت افترای بزرگی بر رسول الله صلی الله علیه و سلم زده است. زیرا هرگز رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین چیزی را نگفته اند. و از طریق صحیح نقل نشده است. والله اعلم.


اما معنای این فرموده که: (عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند) چنین بوده که عمار و یارانش اهل شام را به اتحاد و همدلی دعوت می کرد. اما اهل شام می خواستند چیزی را به دست آورند که دیگران بیشتر از آنان حق داشتند آن را به دست آورند. و نیز می خواستند مردم به صورت جماعات و گروه های مختلفی باشند که هر کدام از آن جماعات برای خود امامی داشته باشند؛ در حالی که چنین چیزی امت را به اختلاف و تضاد می رساند. طوری که هر گروه به راه و روش خود پایبند می بودند و لو که چنین قصد و هدفی هم نداشته باشند)[4].


و حافظ ابن حجر رحمه الله در این باره می فرماید: (اگر گفته شود: عمار در صفین کشته شد؛ در حالی که وی با علی بود. و کسانی هم که وی را به قتل رساندند معاویه و گروهی از صحابه بود که با او همکاری می کردند. پس چطور ممکن است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفته باشد آنان یعنی گروه معاویه و یارانش به آتش دعوت می کردند؟


در جواب می گوییم: زیرا آنان (گروه معاویه و یارانش) گمان می کردند که به سوی بهشت دعوت می دهند. و همانطور که واضح و آشکار است همه ی آنها مجتهد بودند در نتیجه به خاطر پیروی از گمانشان هرگز سرزنش و توبیخ نمی شوند. بنا بر این مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به عوامل آن که همان اطاعت از امام است؛ می باشد. و عمار آنان را به پیروی از علی رضی الله عنه دعوت می داد؛ زیرا علی در آن زمان امام واجب الطاعه بود. در حالی که معاویه و گروهش به خلاف آنان دعوت می دادند؛ که آن هم به خاطر برداشتی بود که در آن هنگام به آن رسیده بودند)[5].


بنا بر این نکته ی مهم در این مسأله این است که بین مجتهدی که اشتباه کرده با کسی که به عمد فساد و فتنه به راه می اندازد؛ تفاوت و تباین قائل شویم.


و برای اثبات این قضیه این فرموده ی الله عزوجل را برایتان بیان می کنم که می فرماید: (و اگر دو گروه از مؤمنان با يکديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آشتی افکنيد و اگر يک گروه بر ديگری تعدی کرد، با آن که تعدی کرده است بجنگيد تا به فرمان الله بازگردد پس اگر بازگشت، ميانشان صلحی عادلانه برقرار کنيد و عدالت ورزيد که الله عادلان را دوست دارد * يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد، و از الله بترسيد، باشد که شما مشمول رحمت شويد)[6].


همانطور که در آیه می بینیم؛ جنگ بین مؤمنین امکان دارد که پیش آید؛ اما بدون اینکه اسم ایمان از یکی از گروه ها برداشته شود. زیرا در آیه بعد فرموده: (يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد). یعنی با اینکه با یکدیگر می جنگند امام باز هم آنها را برادر نامیده و به مسلمانان دیگر دستور داده که بین آنها صلح و آشتی برقرار کنند.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در باره ی این آیه فرموده: (همانطور که روشن و آشکار است الله سبحانه و تعالی با اینکه ذکر کرده دو گروه باهم می جنگند؛ و یکی بر دیگری تعدی می کند؛ اما هر دو را برادر نامیده و دستور داده که در ابتدا بین آنها صلح برقرار کنیم. سپس فرموده اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تعدی کرد؛ با آن گروه بجنگید. به عبارت دیگر از همان ابتدای امر دستور به جنگ با آنان نداده است؛ بلکه در ابتدا دستور به برقراری صلح داده است.


علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر دادند که خوارج را گروهی خواهد کشت که نردیکتر به حق هستند. و همانطور که می دانیم علی بن ابی طالب و یارانش کسانی بودند که خوارج را کشتند.


در نتیجه این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم که آنان به حق نزدیکتر هستند؛ دلالت دارد بر اینکه علی و یارانش از معاویه و یارانش به حق نزدیکتر بودند؛ با وجود اینکه هر دو گروه مؤمن هستند و شکی در ایمان آنان نیست)[7].


و از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (هنگامی كه مسلمانان دچار اختلاف می شوند گروه خوارج از اسلام خارج می گردد و در چنين وضعی از ميان دو طايفه مسلمان كسی كه به حق نزدیکتر است با آنها می جنگد)[8].


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در این باره فرموده: (این حدیث صحیح دلیل بر این است که هر دو طائفه ی (علی و یارانش و معاویه و یارانش) که با هم می جنگند؛ بر حق هستند. اما علی و یارانش از معاویه و اصحابش به حق نزدیکتر هستند)[9].


پس نتیجه ای که می گیریم این است که: مجرد سخن: (به آتش دعوت می کنند)؛ به معنای کفر نیست. و از چنین برداشتی به الله تعالی پناه می بریم. و کسی که چنین برداشتی از این سخن می کند در واقع نشان دهنده ی جهل بیش از حد وی است. بلکه باید بدانیم این حدیث از احادیث وعید است؛ همانطور که ربا خوار یا کسی که مال یتیم را می خورد در آتش هستند؛ اما چنین کلامی مستلزم کفر فعل کننده ی آن نیست؛ با اینکه عملش حرام است بلکه حتی از گناهان کبیره است.


و بدین ترتیب این شبهه مردود و باطل است.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 

 

 

 



[1] ـ الكفاية في علم الرواية: (ص:49).

[2] ـ صحیح بخاری: (وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ).

[3] ـ صحیح بخاری: (أَنَّهُ كَان يُحَدِّث يَوْماً حَتَّى أَتَى ذِكْرُ بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: كُنَّا نَحْمِلُ لَبِنَةً لَبِنَةً، وَعَمَّارٌ لَبِنَتَيْنِ لَبِنَتَيْنِ، فَرَآهُ النَّبِيُّ r فَيَنْفُضُ التُّرَابَ عَنْهُ، وَيَقُولُ:«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ قَالَ: يَقُولُ عَمَّارٌ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْفِتَنِ).

[4] ـ البداية والنهاية: (4/538).

[5] ـ فتح الباری: (1/542)، و مجموع فتاوى شيخ الإسلام: (4/437).

[6] ـ حجرات:9-10: (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّـهِ ۚفَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚوَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ).

[7] ـ مجموع الفتاوى (25/ 305-306).

[8] ـ صحیح مسلم: (تَمْرُقُ مَارِقَةٌ عِنْدَ فُرْقَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَقْتُلُهَا أَوْلَى الطَّائِفَتَيْنِ بِالْحَقِّ).

[9] ـ مجموع الفتاوى: ( 4 / 467 ).

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان