سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

2 مهر 1396 03/01/1439 2017 Sep 24

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1110
تـعداد كل مقالات : 1896
تـعداد اعضاء سايت: 555
بازدید کـل سايت: 3267718
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 26   تعداد بازدید: 5871 تاریخ اضافه: 2012-05-21

زنان اهل بهشت

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی رسول الله و علی آله و اصحابه الی یوم ‏الدین و اما بعد ‏:‏

مطلب اول: حال و وضع همسران دنیا در سرای آخرت

هر گاه فرد مؤمنی وارد بهشت شود،‌ اگر همسر دنیایی ایشان صالحه و مؤمنه باشد، در بهشت نیز همسر او خواهد بود.

«جَنَّاتُ عَدْنٍ یدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّیاتِهِمْ» الرعد: ٢٣

((این عاقبت نیکو) باغهای بهشت است که جای ماندگاری (سرمدی و زیستن ابدی) است، و آنان همراه کسانی از پدران و فرزندان و همسران خود بدانجا وارد می‌شوند).

اهل بهشت همراه همسران خود هستند، و در زیر سایه‌های بهشت با شادی و خوشی استراحت می‌کنند.

«هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِی ظِلَالٍ عَلَى الْأَرَائِک مُتَّکؤُونَ» یس: ٥٦

(آنان و همسرانشان در زیر سایه‌های پر و فراخ، بر تختها تکیه زده‌اند‏).

«ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنتُمْ وَأَزْوَاجُکمْ تُحْبَرُونَ» الزخرف: ٧٠

(شما و همسرانتان به بهشت درآئید، در آنجا شادمان و شادکام و مکرّم و محترم خواهید بود).

مطلب دوم: زنان همراه آخرین شوهر دنیایی هستند

ابو علی حرانی در «تاریخ الرقة» از میمون بن مهران روایت می‌کند: (معاویه بن ابی سفیان رضی الله عنه جهت ازدواج با ام درداء از ایشان خواستگاری کرد. ام درداء از ازدواج با وی خودداری کرد و گفت: از ابو درداء شنیده ام که رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: « المرأة فی آخر ازواجها، او قال: لاخر ازواجها»

(زن در بهشت با آخرین شوهر خود همراه است).

راویهای این سند غیر از عباس بن صالح که‌ ناشناس است همه‌ معتبر هستند، ابو شیخ در «التأریخ» به‌ سندی صحیح و مرفوع آن را روایت کرده‌ است، و طبرانی نیز به‌ سندی ضعیف آن را در «معجم الوسط» گزارش داده‌ است، اما در مجموع طرق خود قوی و قابل استناد است و دو شاهد نیز از آثار موقوفه به شرح زیر دارد:

نخست: ابن عساکر از عکرمه نقل می‌کند:

(اسماء دختر ابوبکر همسر زبیر بن عوام بود. ابن عوام خشن و تند با اسماء برخورد می‌کرد. اسماء نزد پدرش حضرت ابوبکررضی الله عنه آمد و از دست شوهرش شکایت کرد. پدرش گفت: صبر کن، زیرا اگر زنی شوهر صالحی داشته باشد و پیش از همسرش فوت کند و همسرش بعد از وی ازدواج نکند، آن دو در بهشت با هم خواهند بود).

رجال این سند صحیح است، اما در سلسله‌ی آن «مرسل» وجود دارد، زیرا عکرمه‌ ابوبکر را ندیده‌ است، لذا ممکن است که‌ آن را از اسماء گرفته‌ باشد.

شاهد دوم: بیهقی در «السنن» گزارش زیر را نقل می‌کند: «ان حذیفة قال لزوجته: ان شئت ان تکونی زوجتی فی الجنة فلا تزوجی بعدی،‌ فان المرأة لآخر ازواجها فی الدنیا» بصورت مختصر از سلسله الاحادیث الصحیحه:1281.

(حضرت حذیفه خطاب به همسرش گفت: اگر دوست داری که در بهشت نیز همسر من باشی، بعد از مردن من ازدواج نکن. زیرا زن در بهشت از آن آخرین شوهر دنیا خواهد بود).

آری، به همین دلیل خداوند به همسران رسول‎الله صلی الله علیه وسلم ازدواج بعد از وی را حرام قرار داده است، ‌زیرا همسران رسول‎الله صلی الله علیه وسلم در بهشت نیز همسران وی هستند.

مطلب سوم: حوریان چشم درشت

خداوند علاوه بر همسران دنیوی از حوران بهشتی نیز به‌ نکاح مردان اهل بهشت درمی‌آورد:

«کذَلِک وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ عِینٍ» الدخان: ٥٤

(بهشتیان این چنین هستند و زنان بهشتی سیاه‌چشم با چشمان درشت را نیز به همسری آنان درمی‌آوریم)

«حور» جمع «حوراء» است، حوراء به زنی گفته می‌شود که سفیدی چشمانش بسیار و سیاهیش نیز بسیار باشد. و «عین» جمع عیناء است. به معنی گشادی چشم می‌باشد. خداوند حوران بهشتی را با صفاتی مانند: نار پستان و هم سن و سال با شوهران وصف نموده است، می‌فرماید:

«إِنَّ لِلْمُتَّقِینَ مَفَازًا * حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا * وَکوَاعِبَ أَتْرَابًا» النبأ: ٣١ - ٣٣

(مسلّماً پرهیزگاران، رستگاری (از دوزخ) و دستیابی (به بهشت) بهره ایشان می‌گردد. باغهای سرسبز، و انواع رزها (بهره ایشان می‌گردد). و دختران نوجوان نارپستان همسنّ و سال).

« إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَاء * فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْکارًا * عُرُبًا أَتْرَابًا» الواقعة: ٣٥ - ٣٧

(ما آنان را (در آغاز کار، بدین شکل زیبا و شمائل دلربا) پدیدار کرده‌ایم. ایشان را دوشیزگانی ساخته‌ایم (که پس از آمیزش، بکارت خود را باز می‌یابند!). شیفتگان (همسر خود، و همه جوان و طناز و) همسن و سال هستند).

دوشیزه بودن آنها به این معنی است که آنها در گذشته با احدی ازدواج نکرده‌اند. خداوند می‌فرماید: «لَمْ یطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ» الرحمن: ٥٦

(و پیش از آنان کسی از انسانها و پریها با ایشان نزدیکی و مقاربت نکرده است).

این معنی دیدگاه کسانی را نفی می‌کند که می‌گویند: حوران همان همسران دنیوی هستند که خداوند متعال آنها را بعد از پیری و کهولت بار دیگران جوان می‌آفریند. آری می‌پذیریم که خداوند متعال زنهای مؤمنه را در سن جوانی وارد بهشت می‌کند. اما آنها غیر از حورانی هستند که خداوند آنها را می‌آفریند.

قرآن درباره حسن و جمال همسران بهشتی برای ما سخن گفته و می‌فرماید:

«وَحُورٌ عِینٌ * کأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکنُونِ» الواقعة: ٢٢ - ٢٣

منظور از مکنون: پنهان و محفوظ است. یعنی نور خورشید، رنگ‌های آنها را تغییر نداده است. در جائی دیگر خداوند حوران بهشتی را به‌ یاقوت و مرجان تشبیه کرده است، می‌فرمایند:

«فِیهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ یطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ * فَبِأَی آلَاء رَبِّکمَا تُکذِّبَانِ * کأَنَّهُنَّ الْیاقُوتُ وَالْمَرْجَانُ» الرحمن: ٥٦ - ٥٨

یاقوت و مرجان دو تا سنگ بسیار صاف و زیبا هستند، علاوه بر این، در آیه فوق حوران به «قاصرات الطرف» وصف شده‌اند. قاصرات الطرف به کسانی گفته می‌شود که نگاهشان را فقط به همسرانشان محدود می‌سازند، چشم طمع به غیر از همسران خود نمی دوزند. خداوند متعال به جمال و زیبائی حوران گواهی داده است و این گواهی خداوند متعال برای تو قانع کننده باشد، می‌فرماید: « فِیهِنَّ خَیرَاتٌ حِسَانٌ * فَبِأَی آلَاء رَبِّکمَا تُکذِّبَانِ * حُورٌ مَّقْصُورَاتٌ فِی الْخِیامِ» الرحمن: ٧٠ - ٧١

(در میان باغهای بهشت، زنان خوب و زیبا هستند. پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب و انکار می‌نمائید؟! سیاه چشمانی که هرگز از خیمه‌ها بیرون (نمی‌شوند و اینجا و آنجا بدنبال کارهای ناپسند) نمی‌روند).

زنان بهشتی مانند زنان دنیا نیستند. آنان از حیض، نفاس، مدفوع، پیشاب، آب دهن و آب بینی پاکند. خداوند چنین می‌فرماید: «وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ » البقرة: ٢٥

رسول الله صلی الله علیه وسلم درباره زیبائی زنان بهشتی برای ما سخن گفته است، در روایتی که‌ بخاری و مسلم از ابوهریره‌ رضی الله عنه نقل کرده‌اند پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: «أَوَّلُ زُمْرَةٍ تَلِجُ الْجَنَّةَ صُوَرُهُمْ عَلَى صُورَةِ الْقَمَرِ لَیلَةَ الْبَدْرِ لَا یبْصُقُونَ فِیهَا وَلَا یمْتَخِطُونَ وَلَا یتَغَوَّطُونَ فِیهَا آنِیتُهُمْ وَأَمْشَاطُهُمْ مِنْ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَمَجَامِرُهُمْ مِنْ الْأَلُوَّةِ وَرَشْحُهُمْ الْمِسْک وَلِکلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ زَوْجَتَانِ یرَى مُخُّ سَاقِهِمَا مِنْ وَرَاءِ اللَّحْمِ مِنْ الْحُسْنِ لَا اخْتِلَافَ بَینَهُمْ وَلَا تَبَاغُضَ قُلُوبُهُمْ قَلْبٌ وَاحِدٌ یسَبِّحُونَ اللَّهَ بُکرَةً وَعَشِیا» بخاری. کتاب: بدء الخلق، باب: ماجاء فی صفة الجنة. فتح الباری: (6/318)، مسلم و ترمذی نیز آن را روایت کرده‌اند.

(چهره‌ی نخستین گروهی که وارد بهشت می‌شوند مانند ماه شب چهاردهم است. آنان در بهشت نه آب دهن می اندازند و نه آب بینی و نه نیازی به قضای حاجت دارند. ظروف طلایی در اختیار دارند، شانه های شان از طلا و نقره است، عرق بدن شان مانند عنبر خوشبو است و برای هر کدام از مردان اهل بهشت دو همسر هست که در اثر زیبائی و لطافت بدن، مغز استخوان پاهایشان از بیرون دیده می‌شود. میان اهل بهشت هیچگونه اختلاف و کدورتی وجود ندارد. دلهایشان مانند دل یک انسان است (یعنی همه همدل و خیر خواه همدیگر هستند) صبح و شام به تقدیس و تسبیح خداوند مشغول‌اند).

به‌ این جمال و زیبائی نگاه کن که‌ پیامبر صلی الله علیه وسلم از آن بحث رانده‌ است، آیا در دنیا نظیری برای آن می‌یابید؟: «لو ان امرأة من نساء اهل الجنة اطلعت علی الارض لأضاءت ما بینها، و لملأت ما بینهما ریحا، و لنصیفها علی رأسها خیر من الدنیا و ما فیها». فتح الباری (6/15).

(اگر زنی از زنان بهشت بر روی زمین ظاهر شود، میان زمین و آسمان را روشن می‌کند و میان زمین و آسمان را معطر می‌کند و نقابش از دنیا و آفریده‌های آن بهتر است).

تحدید کردن تعداد همسران بهشت به‌ دو همسر، حکایت از حداقل همسران را دارد، زیرا در حدیث آمده است که شهید راه خداوند با هفتاد و دو تن از حوران بهشتی ازدواج داده می‌شود. در سنن ابن ماجه با سند معتبر از مقدام بن معدی کرب روایت شده‌ که‌ رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:

«للشهید عند الله‌ ثلاث خصال: یغفر له‌ فی اول دفعة من دمه‌، و یری مقعده‌ من الجنة، و یجار من عذاب القبر، و یأمن من فزع الاکبر، و یوضع علی رأسه‌ تاج الوقار، الیاقوتة منها خیر من الدنیا و ما فیها، و یزوج اثنتین و سبعین زوجة من الحور العین، یشفع فی سبعین من اقربائه‌». مشکاة المصابیح: 3834.

(شهید نزد خداوند سه مرتبه دارد: با افتادن نخستین قطره خونش مورد مغفرت قرار خواهد گرفت، جایگاهش در بهشت به او نشان داده می‌شود، از عذاب قبر پناه داده داده‌ شده‌ و از بزرگترین ترس و وحشت در امان خواهد ماند. تاج محبت و عظمت بر سر او نهاده می‌شود. تاجی که یک یاقوت از آن به لحاظ ارزش از دنیا و آنچه در دنیا وجود دارد، بیشتر است و با هفتاد و دو تن از حوران بهشتی ازدواج داده می‌شود، و می‌تواند برای هفتاد نفر از خویشاوندانش شفاعت کند).

ترانه خواندن حوریهای بهشت

رسول‎الله صلی الله علیه وسلم به ما خبر داده است که حوری ها در بهشت با لحنی بسیار زیبا و شیرین ترانه می‌خوانند. در معجم طبرانی با سند معتبر از عبدالله بن عمر روایت شده‌ که‌ رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «ان ازواج اهل الجنة لیغنبن ازواجهن باحسن اصوات ما سمعها احد قط. ان مما یغنین: نحن خیرات الحسان - ازواج قوم کرام - ینظره بقرة اعیان. ان مما یغنین: نحن الخالدات فلا یمتنه نحن الآمنات فلا یخفنه، نحن المقیمات فلا یظعنه ». صحیح الجامع: 1557.

(همانا همسران اهل بهشت برای شوهرانشان با بهترین لحن و صدائی که هنوز شنیده نشده است، ترانه می خوانند. بخشی از ترانه های آنها چنین است،. ما زنان نیکو و زیبا هستیم - همسران شوهرانی شریف هستیم - با شادی و طراوت نگاه می‌کنند. و در ترانه دیگری می‌گویند: - ما جاودان هستیم، مرگ هرگز به سراغ ما نمی‌آید، ما در امان و امنیت هستیم،‌ هرگز دچار ترس و بیم نمی‌شویم - ما مقیم و ماندگار هستیم. هرگز کوچ نمی‌کنیم).

سمویه در «فوائد» از حضرت انس روایت می‌کند که‌ رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمود:

«ان الحور العین لتغنین فی الجنة، یقلن: نحن الحور الحسان، جئنا لازواج کرام»

(حوریهای بهشت آواز می‌خوانند و می‌گویند: ما حوری‌های زیبائیم،‌ آمده‌ایم و در انتظار شریف هستیم). صحیح الجامع: 1598.

غیرت حوری‌ها در برابر همسران دنیا

رسول‎الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: اگر زنی در دنیا شوهرش را مورد آزار و اذیت قرار دهد، همسر بهشتی او (حوری) نسبت به‌ همسر دنیایی خشمگین می‌شود.

در مسند احمد و سنن ترمذی با سند معتبر از معاذ روایت شده‌ که‌ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «لا تؤذی امرأة زوجها فی الدنیا، الا قالت زوجته‌ من الحور العین: لا تؤذیه‌ قاتلک الله‌، فانما هو دخیل عندک، یوشک ان یفارقک الینا». صحیح الجامع الصغیر: 70/69/

(هرگاه همسری در دنیا شوهرش را اذیت کند، همسر حوری او (که در بهشت است) خطاب به همسر دنیوی می‌گوید: (شوهرم) را اذیت نکن، خدا تو را نیامرزد. او نزد تو مهمان است. ممکن است (به همین زودی) تو را -به قصد آمدن نزد ما - رها کند.

وصلی الله وسلم علی نبینا محمد وعلی آله وصحبه أجمعین.‏

وآخر دعوانا أن الحمدلله رب العالیمن.‏

دکتر عمر سلیمان اشقر

منبع: کتاب "بهشت و دوزخ"؛ دکتر عمر سلیمان اشقر

عصر اسلام

IslamAge.com

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

حدیث: (وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ) و رد شبهه ی روافض درباره ی معاویه رضی الله عنه.


از جمله امور واجب بر مسلمان؛ داشتن حسن ظن به صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم است. زیرا صحابه بهترین یاران برای بهترین پیامبر بودند. در نتیجه حق آنان ستایش است. و کسی که به آنان طعن زند در واقع به دین خود طعن زده است.


امام ابو زرعه رازی رحمه الله در این باره فرموده: (اگر کسی را دیدی که از شأن و منزلت صحابه می کاهند؛ پس بدان که وی زندیق است. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم بر ما حق دارند همانطور که قرآن بر ما حق دارد. و صحابه همان کسانی بودند که قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم را به ما رسانده اند. و چنین افرادی فقط می خواهند شاهدان ما را خدشه دار کنند تا از این طریق به صحت قرآن و سنت طعن وارد کنند. در نتیجه آنان زندیق اند)[1].


و یکی از صحابه ای که به ایشان تهمت می زنند؛ صحابی جلیل معاویه رضی الله عنه است. با استدلال به حدیث: (افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند)[2]. که در این مقاله می خواهیم این شبه را رد کنیم.


همانطور که می دانیم عده ای از صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ صفین به خاطر اجتهاد و برداشتی که داشتند؛ طوری که به نظر هر طرف چنین می رسید که وی بر حق است؛ به قتل رسیدند. به همین دلیل وقتی برای بعضی از آنها روشن شد که در اشتباه بوده اند؛ بر آنچه انجام دادند؛ پشیمان شدند. و پشمیانی توبه است. و توبه؛ گناهان گذشته را پاک می کند؛ بخصوص در حق بهترین مخلوقات و صاحبان بالاترین مقام و منزلت ها بعد از پیامبران و انبیاء الله تعالی.


و کسی که درباره ی این موضوع تحقیق می کند؛ برایش مشخص خواهد شد که سبب این قتال اهل فتنه بودند همان گروهی که باطل را انتشار می دادند.


و همانطور که می دانیم در این قتال بسیاری از صحابه رضی الله عنهم برای ایجاد صلح بین مردم خارج شدند؛ زیرا جنگ و خونریزی متنفر ترین چیز نزد آنان بود.


امام بخاری رحمه الله با سندش از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کرده: (روزی ابوسعید خدری رضی الله عنه در حال سخن گفتن بود که صحبت از ساختن مسجد نبوی به میان آورد و گفت: ما هر كدام یک خشت حمل می ‌كردیم. ولی عمار دوتا، دوتا حمل می كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم او را دید. و در حالی كه گرد و خاک را از او دور می‌ ساخت، فرمود: افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند. راوی می‌ گوید: عمار بعد از شنیدن این سخن ‏گفت: از فتنه‌ها به الله پناه می ‌برم)[3].


اما در این حدیث مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به اسباب آن است که همان پیروی از امیر است. و مقصود از دعوت به سوی آتش؛ دعوت به اسباب آن یعنی اطاعت نکردن از امیر و خروج علیه وی است.


اما کسی که این کار را با اجتهاد و برداشتی که جایز باشد؛ می کند؛ معذور خواهد بود.


حافظ ابن کثیر رحمه الله درباره ی این حدیث چنین می فرماید: (این حدیث از جمله دلائل نبوت است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره ی کشته شدن عمار به دست گروهی یاغی خبر می دهد. و قطعا هم این اتفاق افتاد. و عمار را در جنگ صفین اهل شام به قتل رساندند. که در این جنگ عمار با علی و اهل عراق بود. چنان که بعدا تفاصیل آن را بیان خواهم کرد. و علی در این موضوع بر معاویه اولویت داشت.


و هرگز جایز نیست که به خاطر نام یاغی بر یاران معاویه آنان را کافر بدانیم. چنانکه فرقه ی گمراه شیعه و غیره چنین می کنند. زیرا آنان  با اینکه در این کار نافرمانی کردند؛ اما در عین وقت مجتهد بودند. یعنی با اجتهاد مرتکب چنین عملی شدند. و همانطور که واضح است و همه می دانیم هر اجتهادی صحیح و درست در نمی آید. بلکه کسی که اجتهادش صحیح درآید؛ دو اجر می برد و کسی که در اجتهادش خطا کرده باشد؛ یک اجر به وی خواهد رسید.


و کسی که در این حدیث بعد از سخن: (كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد) بیافزاید و بگوید: (الله تعالی شفاعت مرا به وی روز قیامت نمی رساند). در حقیقت افترای بزرگی بر رسول الله صلی الله علیه و سلم زده است. زیرا هرگز رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین چیزی را نگفته اند. و از طریق صحیح نقل نشده است. والله اعلم.


اما معنای این فرموده که: (عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند) چنین بوده که عمار و یارانش اهل شام را به اتحاد و همدلی دعوت می کرد. اما اهل شام می خواستند چیزی را به دست آورند که دیگران بیشتر از آنان حق داشتند آن را به دست آورند. و نیز می خواستند مردم به صورت جماعات و گروه های مختلفی باشند که هر کدام از آن جماعات برای خود امامی داشته باشند؛ در حالی که چنین چیزی امت را به اختلاف و تضاد می رساند. طوری که هر گروه به راه و روش خود پایبند می بودند و لو که چنین قصد و هدفی هم نداشته باشند)[4].


و حافظ ابن حجر رحمه الله در این باره می فرماید: (اگر گفته شود: عمار در صفین کشته شد؛ در حالی که وی با علی بود. و کسانی هم که وی را به قتل رساندند معاویه و گروهی از صحابه بود که با او همکاری می کردند. پس چطور ممکن است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفته باشد آنان یعنی گروه معاویه و یارانش به آتش دعوت می کردند؟


در جواب می گوییم: زیرا آنان (گروه معاویه و یارانش) گمان می کردند که به سوی بهشت دعوت می دهند. و همانطور که واضح و آشکار است همه ی آنها مجتهد بودند در نتیجه به خاطر پیروی از گمانشان هرگز سرزنش و توبیخ نمی شوند. بنا بر این مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به عوامل آن که همان اطاعت از امام است؛ می باشد. و عمار آنان را به پیروی از علی رضی الله عنه دعوت می داد؛ زیرا علی در آن زمان امام واجب الطاعه بود. در حالی که معاویه و گروهش به خلاف آنان دعوت می دادند؛ که آن هم به خاطر برداشتی بود که در آن هنگام به آن رسیده بودند)[5].


بنا بر این نکته ی مهم در این مسأله این است که بین مجتهدی که اشتباه کرده با کسی که به عمد فساد و فتنه به راه می اندازد؛ تفاوت و تباین قائل شویم.


و برای اثبات این قضیه این فرموده ی الله عزوجل را برایتان بیان می کنم که می فرماید: (و اگر دو گروه از مؤمنان با يکديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آشتی افکنيد و اگر يک گروه بر ديگری تعدی کرد، با آن که تعدی کرده است بجنگيد تا به فرمان الله بازگردد پس اگر بازگشت، ميانشان صلحی عادلانه برقرار کنيد و عدالت ورزيد که الله عادلان را دوست دارد * يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد، و از الله بترسيد، باشد که شما مشمول رحمت شويد)[6].


همانطور که در آیه می بینیم؛ جنگ بین مؤمنین امکان دارد که پیش آید؛ اما بدون اینکه اسم ایمان از یکی از گروه ها برداشته شود. زیرا در آیه بعد فرموده: (يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد). یعنی با اینکه با یکدیگر می جنگند امام باز هم آنها را برادر نامیده و به مسلمانان دیگر دستور داده که بین آنها صلح و آشتی برقرار کنند.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در باره ی این آیه فرموده: (همانطور که روشن و آشکار است الله سبحانه و تعالی با اینکه ذکر کرده دو گروه باهم می جنگند؛ و یکی بر دیگری تعدی می کند؛ اما هر دو را برادر نامیده و دستور داده که در ابتدا بین آنها صلح برقرار کنیم. سپس فرموده اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تعدی کرد؛ با آن گروه بجنگید. به عبارت دیگر از همان ابتدای امر دستور به جنگ با آنان نداده است؛ بلکه در ابتدا دستور به برقراری صلح داده است.


علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر دادند که خوارج را گروهی خواهد کشت که نردیکتر به حق هستند. و همانطور که می دانیم علی بن ابی طالب و یارانش کسانی بودند که خوارج را کشتند.


در نتیجه این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم که آنان به حق نزدیکتر هستند؛ دلالت دارد بر اینکه علی و یارانش از معاویه و یارانش به حق نزدیکتر بودند؛ با وجود اینکه هر دو گروه مؤمن هستند و شکی در ایمان آنان نیست)[7].


و از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (هنگامی كه مسلمانان دچار اختلاف می شوند گروه خوارج از اسلام خارج می گردد و در چنين وضعی از ميان دو طايفه مسلمان كسی كه به حق نزدیکتر است با آنها می جنگد)[8].


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در این باره فرموده: (این حدیث صحیح دلیل بر این است که هر دو طائفه ی (علی و یارانش و معاویه و یارانش) که با هم می جنگند؛ بر حق هستند. اما علی و یارانش از معاویه و اصحابش به حق نزدیکتر هستند)[9].


پس نتیجه ای که می گیریم این است که: مجرد سخن: (به آتش دعوت می کنند)؛ به معنای کفر نیست. و از چنین برداشتی به الله تعالی پناه می بریم. و کسی که چنین برداشتی از این سخن می کند در واقع نشان دهنده ی جهل بیش از حد وی است. بلکه باید بدانیم این حدیث از احادیث وعید است؛ همانطور که ربا خوار یا کسی که مال یتیم را می خورد در آتش هستند؛ اما چنین کلامی مستلزم کفر فعل کننده ی آن نیست؛ با اینکه عملش حرام است بلکه حتی از گناهان کبیره است.


و بدین ترتیب این شبهه مردود و باطل است.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 

 

 

 



[1] ـ الكفاية في علم الرواية: (ص:49).

[2] ـ صحیح بخاری: (وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ).

[3] ـ صحیح بخاری: (أَنَّهُ كَان يُحَدِّث يَوْماً حَتَّى أَتَى ذِكْرُ بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: كُنَّا نَحْمِلُ لَبِنَةً لَبِنَةً، وَعَمَّارٌ لَبِنَتَيْنِ لَبِنَتَيْنِ، فَرَآهُ النَّبِيُّ r فَيَنْفُضُ التُّرَابَ عَنْهُ، وَيَقُولُ:«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ قَالَ: يَقُولُ عَمَّارٌ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْفِتَنِ).

[4] ـ البداية والنهاية: (4/538).

[5] ـ فتح الباری: (1/542)، و مجموع فتاوى شيخ الإسلام: (4/437).

[6] ـ حجرات:9-10: (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّـهِ ۚفَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚوَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ).

[7] ـ مجموع الفتاوى (25/ 305-306).

[8] ـ صحیح مسلم: (تَمْرُقُ مَارِقَةٌ عِنْدَ فُرْقَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَقْتُلُهَا أَوْلَى الطَّائِفَتَيْنِ بِالْحَقِّ).

[9] ـ مجموع الفتاوى: ( 4 / 467 ).

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان