سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

30 آبان 1396 02/03/1439 2017 Nov 21

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1119
تـعداد كل مقالات : 1905
تـعداد اعضاء سايت: 557
بازدید کـل سايت: 3348626
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 25   تعداد بازدید: 5034 تاریخ اضافه: 2012-05-23

نجات یافتگان از عذاب و فتنه قبر

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی رسول الله و علی آله و اصحابه الی یوم ‏الدین و اما بعد ‏:‏

آنچه انسان را از عذاب قبر نجات می‌دهد، آمادگی برای مرگ و کمر همت بستن تا آخرین لحظات زندگی و شتافتن به دیدار ابدی است، باید این آمادگی به گونه‌ای باشد که هنگام مرگ انگشت حسرت و ندامت را به دامن نگیرد.

شتافتن به سوی توبه، ادای حقوق و انجام عمل نیکوی فراوان از جمله‌ی آمادگی برای مرگ به حساب می‌آیند، چون ایمان، نماز، روزه، زکات، حج، ‌جهاد، نیکی به پدر و مادر، صله رحم، یاد خدای بزرگ و کردارهای نیکوی دیگر، انسان مومن را مصون می‌دارند و موجب رهایی یافتن از هر غم و ناراحتی و تنگی می‌شوند.

رسول‎الله صلی الله علیه وسلم برای ما بیان فرموده است که اعمال نیکو و شایسته، انسان را در قبر پاسداری می‌کنند، محمد بن عمرو رضی الله عنه از ابی سلمه از ابی هریره روایت می‌کند که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: (إنَّ الْمَیتَ لَیسْمَعُ خَفْقَ نِعَالِهِمْ حِینَ یوَلُّونَ عَنْهُ. فَإِنْ کانَ مُؤْمِنًا کانَتْ الصَّلَاةُ عِنْدَ رَأْسِهِ وَکانَ الصِّیامُ عَنْ یمِینِهِ وَکانَتْ الزَّکاةُ عَنْ یسَارِهِ وَکانَ فِعْلُ الْخَیرَاتِ مِنْ الصَّدَقَةِ وَالصِّلَةِ وَالْمَعْرُوفِ وَالْإِحْسَانِ إلَى النَّاسِ عِنْدَ رِجْلَیهِ. فَیؤْتَى مِنْ عِنْدِ رَأْسِهِ فَتَقُولُ الصَّلَاةُ: مَا قِبَلِی مَدْخَلٌ ثُمَّ یؤْتَى عَنْ یمِینِهِ فَیقُولُ الصِّیامُ: مَا قِبَلِی مَدْخَلٌ ثُمَّ یؤْتَى عَنْ یسَارِهِ فَتَقُولُ الزَّکاةُ: مَا قِبَلِی مَدْخَلٌ ثُمَّ یؤْتَى مِنْ قِبَلِ رِجْلَیهِ فَیقُولُ فِعْلُ الْخَیرَاتِ مِنْ الصَّدَقَةِ وَالصِّلَةِ وَالْمَعْرُوفِ وَالْإِحْسَانِ إلَى النَّاسِ: مَا قِبَلِی مَدْخَلٌ. فَیقَالُ لَهُ: اجْلِسْ فَیجْلِسُ قَدْ مُثِّلَتْ لَهُ الشَّمْسُ وَقَدْ دَنَتْ لِلْغُرُوبِ فَیقَالُ لَهُ: مَا هَذَا الرَّجُلُ الَّذِی کانَ فِیکمْ مَا تَقُولُ فِیهِ؟ فَیقُولُ: دَعُونِی حَتَّى أُصَلِّی ؛ فَیقُولُونَ: إنَّک سَتَفْعَلُ أَخْبِرْنَا عَمَّا نَسْأَلُک عَنْهُ. فَقَالَ: عَمَّ تَسْأَلُونِی؟ فَیقُولُونَ: مَا تَقُولُ فِی هَذَا الرَّجُلِ الَّذِی کانَ فِیکمْ ؛ مَا تَشْهَدُ عَلَیهِ بِهِ؟ فَیقُولُ: أَشْهَدُ أَنَّهُ رسول‎الله وَأَنَّهُ جَاءَ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ؛ فَیقَالُ: عَلَى ذَلِک حَییت وَعَلَى ذَلِک مُتّ وَعَلَى ذَلِک تُبْعَثُ إنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى ثُمَّ یفْتَحُ لَهُ بَابًا مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَیقَالُ لَهُ: ذَلِک مَقْعَدُک مِنْهَا وَمَا أَعَدَّ اللَّهُ لَک فِیهَا ؛ فَیزْدَادُ غِبْطَةً وَسُرُورًا ثُمَّ یفْتَحُ لَهُ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ النَّارِ فَیقَالُ لَهُ ذَلِک مَقْعَدُک مِنْهَا وَمَا أَعَدَّ اللَّهُ لَک فِیهَا [ لَوْ عَصَیت رَبَّک ] فَیزْدَادُ غِبْطَةً وَسُرُورًا ؛ ثُمَّ یفْسَحُ لَهُ فِی قَبْرِهِ سَبْعُونَ ذِرَاعًا وَینَوَّرُ لَهُ فِیهِ. وَیعَادُ جَسَدُهُ کمَا بُدِئَ وَتُجْعَلُ نَسَمَتُهُ فِی نَسَمِ الطِّیبِ وَهِی طَیرٌ تَعْلُقُ فِی شَجَرِ الْجَنَّةِ)

(بی تردید میت صدای پاهای تشییع کنندگان را هنگام فارغ شدن و برگشتن از تدفین می‌شنود، اگر میت مومن باشد نماز در بالای سرش و روزه در سمت راست و زکات در سمت چپ و کارهای نیکو مانند: صداقت، صله رحم، معروف و احسان در حق مردم جلو پاهایش قرار می‌گیرند، اگر عذاب از طرف سرش بیاید نماز می‌گوید: راه مسدود است و اگر از طرف راست باشد روزه مزاحم می‌شود و اگر از طرف چپ پیش بیاید، زکات دست به کار می‌شود و همچو سپری نمی‌گذارد نفوذ کند و اگر از طرف پاها قصد کند، کارهای خیر مزاحم می‌شوند، آنگاه به او گفته می‌شود: بنشین و او هم می‌نشیند، تصویری از حالت طلوع و غروب خورشید برای او تمثیل می‌شود، از وی به شرح زیر سوال می‌کنند: درباره این شخص (محمد صلی الله علیه وسلم) که میان شما بوده و به طرف شما مبعوث شده، چه می‌گوید؟ او می‌گوید: مرا بگذارید تا نماز بخوانم، به او گفته می‌شود: بخوان و به پرسش‌ها پاسخ بگو.

می‌گوید: درباره چه کسی از من سوال می‌کنید؟ می‌گویند: درباره شخصی که به میان شما مبعوث شده است، چه می‌گوید؟ و چه گواهی می‌دهید؟

می‌گوید: شهادت و گواهی می‌دهم که او رسول خداست و از جانب خدا به سوی انسان‌ها فرستاده شده است.

به او گفته می‌شود: تو بر همین عقیده زنده بودی و بر همین عقیده دنیا را وداع گفتی و به امید خدا بر همین عقیده زنده خواهید شد، سپس دری از درهای بهشت برایش گشوده می‌شود و خطاب به او می‌گویند: این محل و مسکن تو در بهشت است.

بی‌نهایت خوشحال می‌شود، سپس دری از درهای دوزخ بازکرده می‌شود و خطاب به او می‌گویند: اگر خدا را نافرمانی می‌کردی چنین جایگاهی داشتی، باز هم خوشحال می‌شود که از چنین جایگاهی نجات یافته است.

سپس قبرش منور و توسعه یافته و به سوی جسدش بر گردانده می‌شود و در کنار روح‌های پاک و منزه سکنی می‌گزیند و مجموعه‌ای از پرندگان بهشتی در فضای قبرش به پرواز در می‌آیند).

در روایت دیگر آمده: (و هو طَیرٌ یعْلَقُ فِی شَجَرِ الْجَنَّةِ)

(به پرنده‌ای تبدیل می‌شود و در بهشت به پرواز در می‌آید)

ابوهریره می‌فرماید: آیه ذیل در این مورد بحث می‌کند: « یثَبِّتُ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَفِی الآخِرَةِ» إبراهیم: ٢٧

(خداوند مؤمنان را به خاطر گفتار استوار (و عقیده پایدارشان) هم در این جهان (در برابر زرق و برق مادیات و بیم و هراس مشکلات محفوظ و مصون می‌نماید) و هم در آن جهان (ایشان را در نعمتهای فراوان و عطایای بی‌پایان، جاویدان ) ماندگار می‌دارد، و کافران را (در دنیا و آخر) گمراه و سرگشته می‌سازد، و خداوند هرچه بخواهد انجام می‌دهد).

در روایت دیگری آمده: سپس جسدش به حالت اولی بر می‌گردد.

پناه خواستن از فتنه و عذاب قبر

از این جهت که فتنه و عذاب قبر از جمله‌ی احوال خطرناک هستند، رسول‎الله صلی الله علیه وسلم همواره در نمازهای خود از عذاب قبر به خداوند پناه می‌برد و به یاران نیز امر می‌کرد تا چنین کنند. در حدیث حضرت عایشهک و زن یهودی چنین چیزی نقل شده است:

زن یهودی پیش من آمد و گفت: خدا تو را از عذاب قبر حفظ کند. من هم در مورد عذاب قبر از پیامبر صلی الله علیه وسلم سؤال کردم، فرمود: (صَدَقَتْ، فَمَا صَلَّى بَعْدَ یوْمِئِذٍ صَلَاةً إِلَّا قَالَ فِی دُبُرِ الصَّلَاةِ رَبَّ جِبْرِیلَ وَمِیکائِیلَ وَإِسْرَافِیلَ أَعِذْنِی مِنْ حَرِّ النَّارِ وَعَذَابِ الْقَبْرِ ) [1]

(او راست می‌گوید. حضرت عایشه رضی الله عنها می‌فرماید: بعداز این جریان پیامبر صلی الله علیه وسلم را می‌دیدم که به دنبال هر نمازی می‌فرمود: ای پروردگار جبرئیل و میکائیل و اسرافیل از شدت گرمی‌جهنم و عذاب قبر به تو پناه می‌برم).
غندر این عبارت را به روایت افزوده است: عذاب قبر حق است.[2]

انس روایت می‌کند که پیامبر صلی الله علیه وسلم همواره این دعا را زمزمه می‌کرد:

(اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِک مِنْ الْعَجْزِ وَالْکسَلِ وَالْجُبْنِ وَالْهَرَمِ وَأَعُوذُ بِک مِنْ فِتْنَةِ الْمَحْیا وَالْمَمَاتِ وَأَعُوذُ بِک مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ)[3]

(پروردگارا من از ناتوانی، تنبلی، بزدلی، بخیلی، پیری، عذاب قبر و فتنه زندگی و مرگ به تو پناه می‌برم).

از عایشه رضی الله عنها روایت شده که رسول‎الله صلی الله علیه وسلم چنین دعا می‌کرد:

(اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِک مِنْ الْکسَلِ وَالْهَرَمِ وَالْمَأْثَمِ وَالْمَغْرَمِ وَمِنْ فِتْنَةِ الْقَبْرِ وَعَذَابِ الْقَبْرِ)[4]

(خداوندا از تنبلی و پیری و گناه و بدهکاری و فتنه و عذاب قبر به تو پناه می‌برم).
و رسول‎الله صلی الله علیه وسلم به اصحاب می‌فرمود:

(تعوذوا من عذاب القبر فیقولون معوذ بالله من عذاب القبر)[5]

(پیامبر صلی الله علیه وسلم خطاب به اصحاب می‌فرمود: از عذاب قبر به خدا پناه ببرید، اصحاب هم می‌گفتند: از عذاب قبر به خدا پناه می‌بریم)

رسول‎الله صلی الله علیه وسلم به اصحاب دستور می‌داد که از چهار چیز به خدا پناه ببرند:

(اسْتَعِیذُوا بِاللَّهِ مِنْ عَذَابِ جَهَنَّمَ وَاسْتَعِیذُوا بِاللَّهِ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ اسْتَعِیذُوا بِاللَّهِ مِنْ فِتْنَةِ الْمَسِیحِ الدَّجَّالِ وَاسْتَعِیذُوا بِاللَّهِ مِنْ فِتْنَةِ الْمَحْیا وَالْمَمَاتِ)[6]

(از عذاب قبر، از دوزخ، از فتنه مسیح دجال و از فتنه مرگ و زندگی به خداوند پناه ببرید).

رسول‎الله صلی الله علیه وسلم به اصحاب دستور می‌داد که بعد از نماز به خدا پناه ببرند، از حضرت ابی هریره رضی الله عنه روایت شده که رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

(إِذَا تَشَهَّدَ أَحَدُکمْ فَلْیسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنْ أَرْبَعٍ یقُولُ اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِک مِنْ عَذَابِ جَهَنَّمَ وَمِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ وَمِنْ فِتْنَةِ الْمَحْیا وَالْمَمَاتِ وَمِنْ شَرِّ فِتْنَةِ الْمَسِیحِ الدَّجَّالِ) [7]

(هرگاه یکی از شما تشهد خواند، از چهار چیز به خدا پناه بجوید، از عذاب جهنم و سزای قبر و فتنه‌ی مرگ و زندگی و شر مسیح دجال)

از حضرت ابن عباس رضی الله عنه روایت شده که رسول‎الله صلی الله علیه وسلم این دعا را مانند سوره فاتحه و قرآن به صحابه می‌آموخت:

(اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِک مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ وَأَعُوذُ بِک مِنْ فِتْنَةِ الْمَسِیحِ الدَّجَّالِ وَأَعُوذُ بِک مِنْ فِتْنَةِ الْمَحْیا وَالْمَمَاتِ)[8]

(از چهار چیز به خدا پناه بجویید، از عذاب جهنم و سزای قبر و شر مسیح دجال و فتنه‌ی مرگ و زندگی)

کسانی که از فتنه و عذاب قبر در امان هستند:

بعضی از مسلمانان که اعمال شایان توجهی را انجام داده‌‌ یا به مصیبت بزرگی گرفتار شده‌اند، از فتنه و عذاب قبر در امان خواهند بود و آنان عبارت‌اند از:

1- شهید

از مقدام بن معدی کرب رضی الله عنه روایت شده که رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود:

(لِلشَّهِیدِ عِنْدَ اللَّهِ سِتُّ خِصَالٍ یغْفَرُ لَهُ فِی أَوَّلِ دَفْعَةٍ وَیرَى مَقْعَدَهُ مِنْ الْجَنَّةِ وَیجَارُ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ وَیأْمَنُ مِنْ الْفَزَعِ الْأَکبَرِ وَیوضَعُ عَلَى رَأْسِهِ تَاجُ الْوَقَارِ الْیاقُوتَةُ مِنْهَا خَیرٌ مِنْ الدُّنْیا وَمَا فِیهَا وَیزَوَّجُ اثْنَتَینِ وَسَبْعِینَ زَوْجَةً مِنْ الْحُورِ الْعِینِ وَیشَفَّعُ فِی سَبْعِینَ مِنْ أَقَارِبِهِ) [9]

(شهید نزد خداوند شش ویژگی و امتیاز دارد: به محض اینکه بر زمین بیفتد و جان را به جان آفرین تسلیم کند مورد مغفرت قرار می‌گیرد و جایش را در بهشت می‌بیند، از عذاب قبر نجات می‌یابد، از وحشت بزرگ روز قیامت در امان می‌ماند، تاج عظمت بر سر او گذاشته می‌شود، ‌تاجی که از دانه یاقوتی برجسته ساخته شده و از هر چیزی با ارزش‎تر است، دو حور با او ازدواج می‌کنند و سفارش و شفاعتش درمورد هفتاد تن از خویشاوندان پذیرفته می‌شود).

نسائی در سنن خود از راشد بن سعد از یکی از اصحاب رسول‎الله صلی الله علیه وسلم چنین نقل می‌کند: (أَنَّ رَجُلًا قَالَ یا رسول‎الله مَا بَالُ الْمُؤْمِنِینَ یفْتَنُونَ فِی قُبُورِهِمْ إِلَّا الشَّهِیدَ قَالَ کفَى بِبَارِقَةِ السُّیوفِ عَلَى رَأْسِهِ فِتْنَةً) [10]

(مردی از رسول‎الله صلی الله علیه وسلم پرسید: ای رسول‎الله صلی الله علیه وسلم چرا تمام مؤمنان غیر از شهدا در قبر عذاب می‌بینند؟ رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمود: برای شهید همین عذاب کافی است که مورد اصابت شمشیر قرار می‌گیرد).

2- مرزبانان

کسانی که در حال حفاظت از حدود و مرز کشور اسلامی‌جانشان را از دست می‌دهند. فضاله بن عبید از رسول‎الله صلی الله علیه

وسلم نقل می‌کند، که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:

(کلُّ مَیتٍ یخْتَمُ عَلَى عَمَلِهِ إِلَّا الَّذِی مَاتَ مُرَابِطًا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَإِنَّهُ ینْمَى لَهُ عَمَلُهُ إِلَى یوْمِ الْقِیامَةِ وَیأْمَنُ مِنْ فِتْنَةِ الْقَبر) [11]

(هر میت عملش با موتش خاتمه می‌پذیرد، به جز نگهبان راه خدا، چون تا روز قیامت اعمالش رشد می‌کنند و از فتنه قبر در امان می‌ماند).

3- کسی که روز جمعه می‌میرد

در حدیث از حضرت عبدالله بن عمرو روایت شده که رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

(مَا مِنْ مُسْلِمٍ یمُوتُ یوْمَ الْجُمُعَةِ أَوْ لَیلَةَ الْجُمُعَةِ إِلَّا وَقَاهُ اللَّهُ فِتْنَةَ الْقَبْرِ)[12]

(هر مسلمانی که روز جمعه بمیرد، خداوند او را از فتنه قبر نجات می‌دهد).

* کسی که در اثر بیماری اسهال جان دهد

در حدیثی که عبدالله بن یسار رضی الله عنه آن‌را روایت می‌کند، چنین آمده است: من و سلیمان بن صرد و خالد بن عرفطه نشسته بودیم، صحبت از شخصی به میان آوردند که در اثر بیماری اسهال در گذشته بود و آن دو می‌خواستند در تشییع جنازه او شرکت کنند، یکی از آن دو خطاب به دیگری گفت: مگر نشنیده‌ای که رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرموده:

(مَنْ یقْتُلْهُ بَطْنُهُ فَلَنْ یعَذَّبَ فِی قَبْرِهِ فَقَالَ الآخر: بلی، و فی روایة: صدقت)[13]

(هرکس در اثر بیماری شکم بمیرد، دچار عذاب قبر نمی‌گردد)

دیگری گفت: آری، راست می‌گوید.

وصلی الله وسلم علی نبینا محمد وعلی آله وصحبه أجمعین.‏

وآخر دعوانا أن الحمدلله رب العالیمن.‏

دکتر عمر سلیمان اشقر

منبع: کتاب "قیامت صغری و قیامت کبری"؛ دکتر عمر سلیمان اشقر.‏

عصر اسلام

IslamAge.com


[1]. نسائی در سننش حدیث را نقل کرده است، جامع الاصول 11/167.

[2]. بخاری کتاب جنائز، باب « عذاب قبر» فتح الباری (13/232) و مسلم کتاب مساجد، باب« استحباب من عذاب القبر» جلد(1/410)

[3]. آلبانی می‌گوید: بخاری و مسلم و نسائی حدیث را روایت کرده اند.(صحیح جامع1/406)

[4]. مسلم کتاب الجنة باب « عرض مقعد المیت من الجنة او النارعلیه» (4/2199).

[5]. مسلم، کتاب الجنة (4/2199).

[6]. در جامع الصحیح به ترمذی و نسائی نسبت داده شده است. (1/320)

[7]. مسلم کتاب مساجد باب « ما یستعاذ منه فی الصلاة» (1/412) شمار (588)

[8]. مسلم کتاب مساجد باب « ما یستعاذ منه فی الصلاة» (1/412) شمار (590)

[9]. ترمذی و ابن ماجه. مشکاة المصابیح: (2/358).

[10]. احکام الجنائز. ناصر الدین آلبانی و سندش نیز صحیح است.

[11]. ترمذی و ابو داود.

[12]. احمد و ترمذی، تمام طریق این حدیث صحیح و یا حسن هستند، احکام الجنائز(35).

[13]. ناصر الدین آلبانی در احکام الجنائزمی‌گوید: نسائی و ترمذی آن را روایت کرده‌اند و ترمذی آن را صحیح دانسته است و نیز طیالسی و احمد آن را نقل کرده‎اند و سند حدیث صحیح می باشد، احکام الجنائز(38).

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

حدیث: (وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ) و رد شبهه ی روافض درباره ی معاویه رضی الله عنه.


از جمله امور واجب بر مسلمان؛ داشتن حسن ظن به صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم است. زیرا صحابه بهترین یاران برای بهترین پیامبر بودند. در نتیجه حق آنان ستایش است. و کسی که به آنان طعن زند در واقع به دین خود طعن زده است.


امام ابو زرعه رازی رحمه الله در این باره فرموده: (اگر کسی را دیدی که از شأن و منزلت صحابه می کاهند؛ پس بدان که وی زندیق است. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم بر ما حق دارند همانطور که قرآن بر ما حق دارد. و صحابه همان کسانی بودند که قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم را به ما رسانده اند. و چنین افرادی فقط می خواهند شاهدان ما را خدشه دار کنند تا از این طریق به صحت قرآن و سنت طعن وارد کنند. در نتیجه آنان زندیق اند)[1].


و یکی از صحابه ای که به ایشان تهمت می زنند؛ صحابی جلیل معاویه رضی الله عنه است. با استدلال به حدیث: (افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند)[2]. که در این مقاله می خواهیم این شبه را رد کنیم.


همانطور که می دانیم عده ای از صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ صفین به خاطر اجتهاد و برداشتی که داشتند؛ طوری که به نظر هر طرف چنین می رسید که وی بر حق است؛ به قتل رسیدند. به همین دلیل وقتی برای بعضی از آنها روشن شد که در اشتباه بوده اند؛ بر آنچه انجام دادند؛ پشیمان شدند. و پشمیانی توبه است. و توبه؛ گناهان گذشته را پاک می کند؛ بخصوص در حق بهترین مخلوقات و صاحبان بالاترین مقام و منزلت ها بعد از پیامبران و انبیاء الله تعالی.


و کسی که درباره ی این موضوع تحقیق می کند؛ برایش مشخص خواهد شد که سبب این قتال اهل فتنه بودند همان گروهی که باطل را انتشار می دادند.


و همانطور که می دانیم در این قتال بسیاری از صحابه رضی الله عنهم برای ایجاد صلح بین مردم خارج شدند؛ زیرا جنگ و خونریزی متنفر ترین چیز نزد آنان بود.


امام بخاری رحمه الله با سندش از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کرده: (روزی ابوسعید خدری رضی الله عنه در حال سخن گفتن بود که صحبت از ساختن مسجد نبوی به میان آورد و گفت: ما هر كدام یک خشت حمل می ‌كردیم. ولی عمار دوتا، دوتا حمل می كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم او را دید. و در حالی كه گرد و خاک را از او دور می‌ ساخت، فرمود: افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند. راوی می‌ گوید: عمار بعد از شنیدن این سخن ‏گفت: از فتنه‌ها به الله پناه می ‌برم)[3].


اما در این حدیث مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به اسباب آن است که همان پیروی از امیر است. و مقصود از دعوت به سوی آتش؛ دعوت به اسباب آن یعنی اطاعت نکردن از امیر و خروج علیه وی است.


اما کسی که این کار را با اجتهاد و برداشتی که جایز باشد؛ می کند؛ معذور خواهد بود.


حافظ ابن کثیر رحمه الله درباره ی این حدیث چنین می فرماید: (این حدیث از جمله دلائل نبوت است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره ی کشته شدن عمار به دست گروهی یاغی خبر می دهد. و قطعا هم این اتفاق افتاد. و عمار را در جنگ صفین اهل شام به قتل رساندند. که در این جنگ عمار با علی و اهل عراق بود. چنان که بعدا تفاصیل آن را بیان خواهم کرد. و علی در این موضوع بر معاویه اولویت داشت.


و هرگز جایز نیست که به خاطر نام یاغی بر یاران معاویه آنان را کافر بدانیم. چنانکه فرقه ی گمراه شیعه و غیره چنین می کنند. زیرا آنان  با اینکه در این کار نافرمانی کردند؛ اما در عین وقت مجتهد بودند. یعنی با اجتهاد مرتکب چنین عملی شدند. و همانطور که واضح است و همه می دانیم هر اجتهادی صحیح و درست در نمی آید. بلکه کسی که اجتهادش صحیح درآید؛ دو اجر می برد و کسی که در اجتهادش خطا کرده باشد؛ یک اجر به وی خواهد رسید.


و کسی که در این حدیث بعد از سخن: (كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد) بیافزاید و بگوید: (الله تعالی شفاعت مرا به وی روز قیامت نمی رساند). در حقیقت افترای بزرگی بر رسول الله صلی الله علیه و سلم زده است. زیرا هرگز رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین چیزی را نگفته اند. و از طریق صحیح نقل نشده است. والله اعلم.


اما معنای این فرموده که: (عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند) چنین بوده که عمار و یارانش اهل شام را به اتحاد و همدلی دعوت می کرد. اما اهل شام می خواستند چیزی را به دست آورند که دیگران بیشتر از آنان حق داشتند آن را به دست آورند. و نیز می خواستند مردم به صورت جماعات و گروه های مختلفی باشند که هر کدام از آن جماعات برای خود امامی داشته باشند؛ در حالی که چنین چیزی امت را به اختلاف و تضاد می رساند. طوری که هر گروه به راه و روش خود پایبند می بودند و لو که چنین قصد و هدفی هم نداشته باشند)[4].


و حافظ ابن حجر رحمه الله در این باره می فرماید: (اگر گفته شود: عمار در صفین کشته شد؛ در حالی که وی با علی بود. و کسانی هم که وی را به قتل رساندند معاویه و گروهی از صحابه بود که با او همکاری می کردند. پس چطور ممکن است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفته باشد آنان یعنی گروه معاویه و یارانش به آتش دعوت می کردند؟


در جواب می گوییم: زیرا آنان (گروه معاویه و یارانش) گمان می کردند که به سوی بهشت دعوت می دهند. و همانطور که واضح و آشکار است همه ی آنها مجتهد بودند در نتیجه به خاطر پیروی از گمانشان هرگز سرزنش و توبیخ نمی شوند. بنا بر این مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به عوامل آن که همان اطاعت از امام است؛ می باشد. و عمار آنان را به پیروی از علی رضی الله عنه دعوت می داد؛ زیرا علی در آن زمان امام واجب الطاعه بود. در حالی که معاویه و گروهش به خلاف آنان دعوت می دادند؛ که آن هم به خاطر برداشتی بود که در آن هنگام به آن رسیده بودند)[5].


بنا بر این نکته ی مهم در این مسأله این است که بین مجتهدی که اشتباه کرده با کسی که به عمد فساد و فتنه به راه می اندازد؛ تفاوت و تباین قائل شویم.


و برای اثبات این قضیه این فرموده ی الله عزوجل را برایتان بیان می کنم که می فرماید: (و اگر دو گروه از مؤمنان با يکديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آشتی افکنيد و اگر يک گروه بر ديگری تعدی کرد، با آن که تعدی کرده است بجنگيد تا به فرمان الله بازگردد پس اگر بازگشت، ميانشان صلحی عادلانه برقرار کنيد و عدالت ورزيد که الله عادلان را دوست دارد * يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد، و از الله بترسيد، باشد که شما مشمول رحمت شويد)[6].


همانطور که در آیه می بینیم؛ جنگ بین مؤمنین امکان دارد که پیش آید؛ اما بدون اینکه اسم ایمان از یکی از گروه ها برداشته شود. زیرا در آیه بعد فرموده: (يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد). یعنی با اینکه با یکدیگر می جنگند امام باز هم آنها را برادر نامیده و به مسلمانان دیگر دستور داده که بین آنها صلح و آشتی برقرار کنند.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در باره ی این آیه فرموده: (همانطور که روشن و آشکار است الله سبحانه و تعالی با اینکه ذکر کرده دو گروه باهم می جنگند؛ و یکی بر دیگری تعدی می کند؛ اما هر دو را برادر نامیده و دستور داده که در ابتدا بین آنها صلح برقرار کنیم. سپس فرموده اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تعدی کرد؛ با آن گروه بجنگید. به عبارت دیگر از همان ابتدای امر دستور به جنگ با آنان نداده است؛ بلکه در ابتدا دستور به برقراری صلح داده است.


علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر دادند که خوارج را گروهی خواهد کشت که نردیکتر به حق هستند. و همانطور که می دانیم علی بن ابی طالب و یارانش کسانی بودند که خوارج را کشتند.


در نتیجه این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم که آنان به حق نزدیکتر هستند؛ دلالت دارد بر اینکه علی و یارانش از معاویه و یارانش به حق نزدیکتر بودند؛ با وجود اینکه هر دو گروه مؤمن هستند و شکی در ایمان آنان نیست)[7].


و از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (هنگامی كه مسلمانان دچار اختلاف می شوند گروه خوارج از اسلام خارج می گردد و در چنين وضعی از ميان دو طايفه مسلمان كسی كه به حق نزدیکتر است با آنها می جنگد)[8].


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در این باره فرموده: (این حدیث صحیح دلیل بر این است که هر دو طائفه ی (علی و یارانش و معاویه و یارانش) که با هم می جنگند؛ بر حق هستند. اما علی و یارانش از معاویه و اصحابش به حق نزدیکتر هستند)[9].


پس نتیجه ای که می گیریم این است که: مجرد سخن: (به آتش دعوت می کنند)؛ به معنای کفر نیست. و از چنین برداشتی به الله تعالی پناه می بریم. و کسی که چنین برداشتی از این سخن می کند در واقع نشان دهنده ی جهل بیش از حد وی است. بلکه باید بدانیم این حدیث از احادیث وعید است؛ همانطور که ربا خوار یا کسی که مال یتیم را می خورد در آتش هستند؛ اما چنین کلامی مستلزم کفر فعل کننده ی آن نیست؛ با اینکه عملش حرام است بلکه حتی از گناهان کبیره است.


و بدین ترتیب این شبهه مردود و باطل است.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 

 

 

 



[1] ـ الكفاية في علم الرواية: (ص:49).

[2] ـ صحیح بخاری: (وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ).

[3] ـ صحیح بخاری: (أَنَّهُ كَان يُحَدِّث يَوْماً حَتَّى أَتَى ذِكْرُ بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: كُنَّا نَحْمِلُ لَبِنَةً لَبِنَةً، وَعَمَّارٌ لَبِنَتَيْنِ لَبِنَتَيْنِ، فَرَآهُ النَّبِيُّ r فَيَنْفُضُ التُّرَابَ عَنْهُ، وَيَقُولُ:«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ قَالَ: يَقُولُ عَمَّارٌ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْفِتَنِ).

[4] ـ البداية والنهاية: (4/538).

[5] ـ فتح الباری: (1/542)، و مجموع فتاوى شيخ الإسلام: (4/437).

[6] ـ حجرات:9-10: (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّـهِ ۚفَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚوَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ).

[7] ـ مجموع الفتاوى (25/ 305-306).

[8] ـ صحیح مسلم: (تَمْرُقُ مَارِقَةٌ عِنْدَ فُرْقَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَقْتُلُهَا أَوْلَى الطَّائِفَتَيْنِ بِالْحَقِّ).

[9] ـ مجموع الفتاوى: ( 4 / 467 ).

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان